تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
« به قهرمانى كه شمشير ، صورتش را خرد كرده و ديگرى كه كشته ، از طمار به پايين مىافتد » . « امر امير به آنها ضربه زده و اينك براى روندگان در هر راهى ، داستانهايى شده‌اند » . « جسدى را مىبينى كه مرگ ، رنگ آن را تغيير داده و جريان خونى كه در هر جويبارى جارى است » . « جوانى كه از يك دختر جوان با نشاط ، شادابتر و از يك شمشير دولبه صيقلى شده ، تيزتر بود » . « آيا اسماء ايمن بر اسبها سوار مىشود ، در حالى كه مذحج از او خون مىطلبد » . « افراد قبيلهء « مراد » از سؤال‌كننده گرفته تا سؤال شونده ، همگىشان در اطرافش برگرد گودالى مىگردند » . « اگر شما انتقام برادرتان را نگيريد ، فاحشه‌هايى باشيد كه با چيز اندكى راضى ديده شده‌اند » . ( 1 ) « دكتر يوسف خليف » در مورد اين ابيات ، اظهار نظر كرده مىگويد : « در اينجا آهنگ ، تأثرى شديد است و تعبير در آن ، قوى و صريح كه صراحت در آن ، حتى به جرئت مىرسد و شاعر را بر اين جرئت ، دليرى بخشيده است ، اينكه وى در مأمنى از ستم امويان بوده ؛ زيرا توانسته بود نامش را مخفى نگه دارد تا آنجا كه شخصى مورد اختلاف در نزد برخى از راويان شد و نزد برخى ديگر از آنان كاملا مجهول . او در اين آهنگ ، نه از حسين ، سخن مىگويد ، نه از سياست ، بلكه همهء حرص وى اين است كه روح عصبيت را در درون يمنيها برانگيزاند تا انتقام كشتهء خود را بگيرند ، او - به همين خاطر - بدون شك ، عمدا از محمد بن اشعث
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 478 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى