« به قهرمانى كه شمشير ، صورتش را خرد كرده و ديگرى كه كشته ، از طمار به پايين مىافتد » .
« امر امير به آنها ضربه زده و اينك براى روندگان در هر راهى ، داستانهايى شدهاند » .
« جسدى را مىبينى كه مرگ ، رنگ آن را تغيير داده و جريان خونى كه در هر جويبارى جارى است » .
« جوانى كه از يك دختر جوان با نشاط ، شادابتر و از يك شمشير دولبه صيقلى شده ، تيزتر بود » .
« آيا اسماء ايمن بر اسبها سوار مىشود ، در حالى كه مذحج از او خون مىطلبد » .
« افراد قبيلهء « مراد » از سؤالكننده گرفته تا سؤال شونده ، همگىشان در اطرافش برگرد گودالى مىگردند » .
« اگر شما انتقام برادرتان را نگيريد ، فاحشههايى باشيد كه با چيز اندكى راضى ديده شدهاند » .
( 1 ) « دكتر يوسف خليف » در مورد اين ابيات ، اظهار نظر كرده مىگويد : « در اينجا آهنگ ، تأثرى شديد است و تعبير در آن ، قوى و صريح كه صراحت در آن ، حتى به جرئت مىرسد و شاعر را بر اين جرئت ، دليرى بخشيده است ، اينكه وى در مأمنى از ستم امويان بوده ؛ زيرا توانسته بود نامش را مخفى نگه دارد تا آنجا كه شخصى مورد اختلاف در نزد برخى از راويان شد و نزد برخى ديگر از آنان كاملا مجهول . او در اين آهنگ ، نه از حسين ، سخن مىگويد ، نه از سياست ، بلكه همهء حرص وى اين است كه روح عصبيت را در درون يمنيها برانگيزاند تا انتقام كشتهء خود را بگيرند ، او - به همين خاطر - بدون شك ، عمدا از محمد بن اشعث
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 478
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٤٧٨