و آداب نبوى ، از آثار و نشانههاى آن مىباشد » « 1 » .
( 1 ) مسلم ، اقدم به ترور دشمن مكّارش نكرد ؛ زيرا ايمان ، ترور را قيد و بند كرده است و مؤمن ترور نمىكند ، « هبة الدين » در مورد اين سخن اين چنين اظهار نظر كرده است : « سخنى با هدفى بزرگ و گسترهاى عظيم است ؛ زيرا آل على ، به جهت پايبنديشان به حق و صداقت خيانت و نيرنگ را حتى در وقت ضرورت ، نپذيرفتند و پيروزى در آيندهء دور را با نيروى حق ، بر پيروزى شتابنده از راه نيرنگ ، ترجيح دادند و اين سرشتى است در آنان كه از گذشتگانشان شناخته شده و در فرزندانشان به ارث مانده است ، گويى كه آنان براى برپايى حكومت عدل و فضيلت در دل عرفاى برگزيده ، آفريده شدهاند و تاريخ ، جايگاههاى آنان را در دلها برايشان نگهدارى كرده است » « 2 » .
( 2 ) « شيخ احمد فهمى » نيز مىگويد : « اين است عبيد اللّه بن زياد ، همان مرد هوشيار و زيركى كه مسلم فرصت مناسبى در مورد او داشت ، در ميان دو دستش بود ، به راحتى مىتوانست به سرش دسترسى پيدا كند و او را بكشد ، اگر اين كار را مىكرد ، يزيد را از انسانى ستمگر و فردى آدمكش و نيرويى غير قابل انكار ، محروم مىساخت ، ولى مسلم ، از هدايت عموزادهاش درس گرفت « 3 » . و اين راه را ترك كرد و خود را نگه داشت از اينكه او را به مكر و نيرنگ ، بكشد » .
( 3 ) مأموريتى كه به مسلم داده شده بود ، گرفتن بيعت از مردم و آگاه شدن از جريان حوادث بود ، چيزى بيشتر از اين بر عهدهء وى قرار داده نشده بود ،
هامش
( 1 ) خطابه در صدر اسلام 2 / 13 .
( 2 ) نهضة الحسين ، ص 71 - 72 .
( 3 ) ريحانة الرسول ، ص 178 .