( 1 )
توضيحى دربارهء مطلب
بسيارى از مردم در مورد موضعگيرى مسلم مىپرسند و او را مورد سرزنش و نكوهش قرار مىدهند و مسئوليت حوادثى را كه پيش آمد ، بر عهدهء او مىگذارند و مىگويند اگر آن ستمگر را مىكشت ، مسلمين را از شرّى عظيم رهايى مىداد و مسلمانان ديگر گرفتار آن بحرانهاى دردناك كه آنان را غرق محنتها و مصيبتها ساخت ، نمىشدند . . .
( 2 ) اما اين انتقاد بجايى نيست و هيچگونه نشانى از توازن و تحقيق ندارد ؛ زيرا با سيرهء مسلم و حقيقت شخصيتش مطابقتى ندارد ؛ چون وى يكى از رجال بىهمتاى اسلام در ورع ، تقوا و پرهيزكارى در دين بود ، از اين جهت كه در خانهء عمويش ، امير المؤمنين عليه السّلام پرورش يافته و جهتگيريهاى حضرت را در برگرفته و سيرهء درخشانش را به عنوان دستور العملى انتخاب كرده بود كه در پرتو آن در زندگى قدم بر دارد و امير المؤمنين عليه السّلام واقعيت زندگىاش را بر حق محضى كه هيچ انحرافى در آن نيست ، بنا كرده بود و در رفتارش ، پرهيزى عظيم داشت تا مرتكب چيزى نشود كه از هدايت و واقعيت اسلام به دور باشد و هم آن حضرت است كه گفته بود : « انسان زيرك و كاردان ، راه حيله را مىداند ، ولى در اين ميان تقواى الهى فاصله مىشود » .
( 3 ) در پرتو اين سيره است كه فرزند عقيل ، زندگى فكرىاش را پايه نهاد اين سيره گويى دستور العمل آشكار در رفتار علويين است ، ( 4 ) « دكتر محمد طاهر دروش » مىگويد : « هاشميان روشى داشتند كه در آن مىزيستند و جز آن را نمىشناختند ؛ زيرا ايمان ، صراحت ، عفت ، شرافت ، فضيلت ، بلند نظرى ، خويهاى نمونه ، شايستگيهاى ادبى ، سرشتهاى دينى