اگر آن ستمگر را ترور مىكرد از حدود مسئوليتهاى خويش ، خارج مىشد . . .
در صورتى كه آن حكومت كه وى به نمايندگى از آن آمده بود ، حكومتى دينى بود كه قبل از هر چيز به مبادى دين اهتمام مىورزيد و به اجراى سنن و احكام آن ، متعهد بود چرا كه اقدام به انجام ترور ، جايى در اسلام ندارد .
( 1 ) اهل بيت عليهم السّلام به شدت از حركت در كجراههها پرهيز داشتند و از كارهاى نادرست بنى اميه كه با قوانين دينى مطابقت نداشت ، انتقاد مىكردند ، حضرت حسين عليه السّلام ، به نهضت بزرگش اقدام ننمود مگر براى اينكه اوضاع موجود زمانه را تصحيح نمايد و طرز عمل اسلامى را به مردم بازگرداند . . . ، مسلم ، اگر دست به اين عمل مىزد كه دين آن را نمىپذيرد ؟ به اخيار و پرهيزكاران در دين ، چه مىگفت ؟
( 2 ) به هر حال ، مسلم ، به فضايل دين و شرافتش دست يازيد و ابن زياد را به قتل حيلهگرانه نكشت ، در حالى كه وى در دسترس او بود ، از كمارزشترين و سستترين گفتهها اين است كه عدم كشتن ابن زياد ، ناشى از ضعف و سستى وى بوده كه اين مطلب را نمىتوان مورد توجه قرار داد ؛ زيرا وى با موضعگيريهاى قهرمانانهاش در كوفه ، هنگامى كه مردم ، نسبت به وى خيانت كردند ، دست به كارى زد كه تاريخ در همهء مراحلش ، نظير آن را نديده بود ، آنجا كه وى در برابر آن تعداد فراوان سپاهيان ، پايدارى كرد و به تنهايى با آنها رو به رو شد و هيچ نشانهاى از ترس و سستى بر وى آشكار نشد و با عزمى ثابت ، به درو كردن سرها و در هم شكستن لشكرها پرداخت تا جايى كه فرياد كوفيان از كثرت كشتهها برخاست ، پس چگونه ممكن است قهرمان بنى هاشم و افتخار خاندان عدنان به سستى و ضعف ، متهم شود ؟
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 464
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٤٦٤