كرده مىگويد :
( 1 ) « سخنرانيهاى وى - يعنى نعمان - در كوفه ، دليل ديگرى است كه او فتنه را بر پاى مىديد كه لاجرم شعلهور مىگشت . وى برپاكنندگان آن را مورد حمله قرار نمىداد پيش از آنكه آنان وى را مورد تهاجم قرار دهند ، بنابراين ، براى طرفداران آن ، قدرتى مستحكم و دستى فعّال در ترتيب توطئه و تنظيم آن بر پايههايى مطمئن ، به وجود آورد » « 1 » .
( 2 )
خشم حزب اموى
سياست نعمان ، عمال حكومت اموى را به خشم آورد و « عبد اللّه بن مسلم حضرمى » ، هم پيمان بنى اميه ، نزد وى شتافت و از برنامهاش انتقاد كرد و گفت :
« آنچه تو فكر مىكنى جز براى ستم شايسته نيست ، اين چيزى كه تو ميان خود و دشمنت قرار دادهاى ، نظريهء ضعفگرايان است ! » « 2 » .
نعمان ، از خود دفاع كرد و گفت : به هيچ وسيلهاى كه او را از خداوند دور سازد ، دست نخواهد زد و هيچ راهى كه وى را از دينش دور كند ، در پيش نخواهد گرفت . بدين ترتيب ضعف نعمان و از پا درآمدگيش در برابر انقلاب ، براى حزب اموى آشكار گرديد .
( 3 )
تماس حزب اموى با دمشق
حزب اموى از همراهى افكار عمومى با مسلم و گسترش ابعاد انقلاب ،
هامش
( 1 ) الدولة الاموية فى الشام ، ص 41 .
( 2 ) ابن اثير ، تاريخ 3 / 297 .