فرستادگان شما برايم آورده و در نامههاى شما خواندهام ، ان شاء اللّه به زودى به سوى شما خواهم آمد ، سوگند به دينم كه امام نيست جز آن كه به كتاب عمل كند و قسط را به پاى دارد و به حق پايبند باشد و آنكه نفس خود را بر امر خداوند وابسته نموده باشد و السلام . . . » « 1 » .
( 1 ) اين نامه ، به نقل طبرى اين امور را در برداشته است :
1 - مورد اعتماد معرفى كردن مسلم و دلالت بر جايگاه بلند وى و اينكه مورد اعتماد حضرت حسين عليه السّلام بوده است .
2 - مشخص نمودن اختيارات مسلم به مطالعهء اوضاع موجود و شناخت جريانهاى سياسى و درجهء صداقت آن قوم در ادعايشان ، طبيعى است كه معرفت اين امور حسّاس تنها به كسى واگذار مىشود كه اطلاع كافى از امور جامعه و احوال مردم داشته باشد .
3 - آن حضرت ، آمدن خود را منوط به گزارش مسلم در مورد اتفاق تودههاى مردم و صاحبنظران بر بيعت آن حضرت ساخته بود و به سوى آنان حركت نمىكرد مگر وقتى كه سفيرش ، وى را از آن امر ، آگاه كرده باشد .
( 2 ) 4 - آن حضرت دربارهء صفاتى كه لازم است امام و رهبر حركت امّت داشته باشد ، سخن گفته كه عبارت است از :
الف - عمل به كتاب خدا .
ب - بر پاى داشتن قسط .
ج - پايبندى به حق .
د - وابسته نمودن جان به امر خدا .
اين صفات و الا جز در شخصيت بزرگوار آن حضرت كه نشانگر
هامش
( 1 ) طبرى ، تاريخ 5 / 353 .