تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
كارتان را براى من معلوم سازد و اتفاق نظرتان اگر برايش آشكار گشت ، براى من بنويسد ، پس چنانچه وضعيت شما همان گونه باشد كه نامه‌هايتان برايم بيان كرده و فرستادگان شما به من گفته‌اند ، در آمدن به سوى شما شتاب خواهم كرد ان شاء اللّه ، و السلام . . . » « 1 » . ( 1 ) دوم : « صفى الدين » آن را روايت نموده كه بعد از نام خدا ، در آن چنين آمده است : « اما بعد : نامه‌هاى شما به من رسيد و مضمون آراى شما را متوجه شدم ، من ، شخص مورد اعتماد و عموزاده‌ام ، مسلم بن عقيل را براى شما فرستاده‌ام و به زودى در پى او به سوى شما خواهم آمد ، ان شاء اللّه . . . » « 2 » . اين روايتى نادر است ؛ زيرا در آن به مأموريت مسلم در اعزام وى به سوى آنان ، همچون گرفتن بيعت و غيره كه اصل مسألهء اعزام مسلم بوده است ، اشاره‌اى نشده است . ( 2 ) سوم : « طبرى » روايت نموده كه بعد از نام خدا آمده است : « از حسين بن على به جمع مؤمنان و مسلمانان ، اما بعد : هانى و سعيد « 3 » ، با نامه‌هاى شما بر من وارد شدند ، آن دو آخرين فرستادگان شما بودند كه بر من وارد شده‌اند ، من همهء آنچه را بيان داشته‌ايد و ياد كرده‌ايد كه گفتار بيشتر شما بوده است دريافته‌ام ، گفتيد ما را امامى نيست ، پس بيا تا شايد خداوند ما را به وسيلهء تو بر هدايت و حق فراهم آورد . من برادر و عموزاده و فرد مورد اعتماد از اهل بيتم را به سوى شما فرستاده و به او فرمان داده‌ام كه در مورد وضع و كار و نظر شما به من نامه بنويسد ، پس اگر نوشت كه نظر بزرگان و اصحاب فضيلت و خرد شما همانند آن است كه
هامش
( 1 ) الاخبار الطوال ، ص 230 . ( 2 ) وسيلة المآل ، ص 186 ، از كتابهاى كپىشدهء كتابخانهء امام حكيم . ( 3 ) آن دو ، « هانى بن هانى سبيعى و سعيد بن عبد اللّه حنفى » بوده‌اند .