( 1 )
نامهء مسلم به امام عليه السّلام
مورخان مىگويند : مسلم از سفرش هراسان گشت و پس از آنكه آن سختى به وى رسيد و دو راهنمايش در گذشتند ، احساس بدشگونى كرد ، پس نامهاى به امام نوشت و از آن حضرت خواست تا وى را از سفارتش بر كنار سازد ، متن آن نامه چنين است :
« اما بعد : من ، به همراه دو راهنما از مدينه حركت كردم ، آنها راه را پشت سر خود گذاشتند و راه را گم كردند و تشنگى بر آنها شدت يافت ، طولى نكشيد كه درگذشتند ، ما آمديم تا اينكه به آب رسيديم و جان به سلامت برديم ، آن آب ، در محلى است كه المضيق ناميده مىشود و در بطن الخبت واقع است ، من از اين سفرم احساس بدشگونى دارم ، پس اگر صلاح بدانيد مرا از آن معذور داريد و ديگرى را بفرستيد و السلام . . . » .
( 2 )
پاسخ حضرت حسين عليه السّلام
امام حسين عليه السّلام پاسخى به نامهء مسلم نوشته از كارش انتقاد كرد و آن را ناشى از ترس دانست ، متن آن چنين است :
« اما بعد : بيم من اين است كه انگيزه نوشتن نامه براى من و استعفا دادنت جز ترس نبوده باشد ، پس به سوى مأموريتى كه تو را بدان فرستادم برو ، و السلام . . . » « 1 » .
هامش
( 1 ) الارشاد 2 / 40 ، حدائق الوردية 1 / 114 .