تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
كوتاهىاش در حلم و قلّت علم كه از حق به اندازه جاى دو پايش ، چيزى نمىداند ، به خداوند قسم ! سوگندى پذيرفته شده دارم كه جهاد با وى در امر دين ، از جهاد با مشركين برتر است . ( 1 ) اين حسين بن على است عليه السّلام ، فرزند رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله صاحب شرف اصيل و انديشهء راستين كه فضيلتى و صف ناشدنى دارد و علمى پايان نايافتنى و به اين امر ، اولى است به خاطر سابقه و سن او و به خاطر قدمت و خويشاونديش ، وى بر خردسالان عطوفت دارد و به بزرگسالان احسان مىنمايد ، پس وى را به عنوان رهبر رعيت و امامى راستين كه خداوند حجتش را واجب گردانيده و موعظه‌اش را رسا ساخته است گرامى بداريم ، پس مبادا از نور حق چشم بپوشيد و به راه باطل درآييد ، زيرا صخر بن قيس در روز جمل شما را به خوارى كشاند پس با حركتتان به سوى فرزند رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و يارى كردن وى ، آن ننگ را بشوييد كه به خدا ! هر كس از شما در يارىاش كوتاهى كند ، خداوند خوارى را در فرزندان و كمى تعداد را در عشيره‌اش ، نصيب وى خواهد كرد . و من اينك ، لباس رزم را به تن كرده و زره آن را پوشيده‌ام ، هر كس كشته نشود ، مىميرد و هر كس بگريزد ، از دست نمىرود ، پس پاسخى نيكو بدهيد ، خداوند شما را رحمت كند » . ( 2 ) اين خطابهء شايسته ، مسائل بسيار مهمى را شامل بود كه عبارتند از : اوّل : ناچيز شمردن هلاكت معاويه و اينكه با مرگ وى ، باب ظلم و جور شكسته شده است . دوم : انتقاد شديد در گرفتن بيعت معاويه براى يزيد . سوم : بيان صفات شرورانهء موجود در يزيد نظير دائم الخمر بودن و نداشتن حلم و علم و ناآگاهى از حق . چهارم : دعوت به فراهم آمدن برگرد حضرت امام حسين عليه السّلام به جهت