تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
مشورت كنيم و نظرمان را به تو بگوييم . . . » . وى از اين بر برجاىماندنشان ناراحت شد و از آنان انتقاد كرد و گفت : « اگر اين كار را بكنيد ، به خدا ! شمشير ، هرگز از شما برداشته نخواهد شد و شمشيرتان همچنان در ميان شما به كار گرفته خواهد شد . . . » . ( 1 )

پاسخ يزيد بن مسعود به امام عليه السّلام

« يزيد بن مسعود » ، نامه‌اى به امام نوشت كه بر شرافت و كرامت وى دلالت داشت و اينكه دعوت امام را پذيرفته است . متن آن نامه چنين است : « اما بعد : نامه‌ات به من رسيد و آنچه مرا به سوى آن فرا خوانده و براى دريافت بهره‌ام از طاعتت دعوت نموده و رستگارىام را با سهمى از يارىات خواسته بودى ، معلومم گشت ، خداوند هيچ‌گاه زمين را از كسى كه در آن به خير عمل كند و راهنمايى براى راه رستگارى باشد ، خالى نخواهد گذاشت ، شما حجّت خداوند بر خلق و امانتش در زمين هستيد ، شما شاخه‌هاى زيتون احمدى هستيد كه او اصل و شما فرع آن مىباشيد . پس حركت كن كه پرنده خوشبختى با تو است ، من گردنهاى بنى تميم را براى تو مطيع ساخته و آنها را در طاعت تو شديدتر از شتران تشنه‌اى كه پس از سه روز چرا در روز چهارم به آب رسيده‌اند ، ساخته‌ام و گردنهاى بنى سعد را براى تو به اطاعت كشيده و چرك دلهايشان را به آب ابرى بارنده شسته‌ام ، آنگاه كه برق آن جهيد و درخشان شد . . . » . اين نامه ، با ادبى و الا و طبعى كريم و تعظيمى شايسته نسبت به امام سرشار است .