( 1 ) بعضى از مورخان مىگويند : اين نامه در روز دهم ماه محرم پس از آنكه ياران و اهل بيتش شهيد شده بودند به امام رسيد ، و آن حضرت تنهاى بىكس مانده بود و نيروهاى غدّار برگرد او فراهم آمده بودند . هنگامى كه آن حضرت ، نامه را خواند ، فرمود : « تو را چه باشد ، خداوند تو را از ترس ايمن دارد و روز تشنگى بزرگ ، تو را سيراب سازد » .
هنگامى كه ابن مسعود براى يارى رساندن به امام آماده گشت ، خبر كشته شدن آن حضرت به وى رسيد و جانش را در آتش افسوس و حسرت گداخت « 1 » .
( 2 )
پاسخ مثبت يزيد بصرى
« يزيد بن مسعود بصرى » ، نداى حق را پاسخ مثبت داد . وى - بنا به گفته مورخان - به خانهء ماريه دختر سعد يا منقذ ، رفت و آمد مىكرد چرا كه خانهاش يكى از محلهاى تجمع شيعيان بود ، فضايل اهل بيت عليهم السّلام در آنها به اطلاع افراد مىرسيد و بزرگواريهاى آنان منتشر مىگشت و هنگامى كه امام از اهل بصره دعوت فرمود كه او را يارى نمايند ، « يزيد بن نبيط » به اين دعوت پاسخ مثبت داد و از ده پسرش ، عبد اللّه و عبيد اللّه به او پيوستند ، ولى يارانش بر او ترسيدند كه مبادا مأموران پليس ابن زياد او را دريابند ، به آنها گفت : هرگاه پاهاى مركبم بر زمين هموار صحرا جاى گيرد ، هر كس به دنبالم بيايد بر من آسان باشد « 2 » ، آنگاه بر اسب خود سوار شد و غلامش عامر ، سيف بن مالك و ادهم بن اميه همراه وى شدند و در مكه به امام پيوستند و تا عراق در خدمت آن حضرت بودند
هامش
( 1 ) اللهوف ، ص 16 - 19 .
( 2 ) طبرى ، تاريخ 5 / 354 .