خيانت كرد و او را مسموم ساخت و به قتل رساند و نيز آنان به مسلم بن عقيل ، امان دادند و نسبت به وى خيانت كردند . . . در مباحث قبلى ، بعضى از شخصيتها را كه معاويه از روى ترس ، آنها را ترور نمود ، ذكر كرديم .
( 1 ) امام حسين عليه السّلام اعلام كرد كه بنى اميه ، او را رها نخواهند كرد . آن حضرت عليه السّلام به برادرش « محمد بن حنفيه » مىگويد : « اگر وارد سوراخ خزندهاى از خزندگان شوم ، مرا بيرون مىآورند و مىكشند » . نيز حضرتش عليه السّلام به « جعفر بن سليمان ضبعى » فرمود : « به خدا ! مرا رها نخواهند كرد تا اين علقه ( يعنى قلب مباركش ) را از درونم خارج كنند » .
امام عليه السّلام برگزيد كه بر عليه آنان ، اعلام جنگ كند و به مرگى شرافتمندانه بميرد كه تخت سلطنت آنها را به لرزه آورد و جبروت و طغيانشان را نابود سازد .
اينها برخى از عواملى است كه سرور آزادگان را واداشت تا بر ضد حكومت يزيد ، دست به انقلاب بزند .
( 2 )
نظريّهاى بىارزش
گروهى از متعصبان بنى اميه ، قيام امام عليه السّلام بر عليه يزيد را قيامى به خاطر سلطنت و دستيابى به ثروتهاى كشور دانستهاند ، اين نظريه بر كينهء آنان نسبت به امام عليه السّلام دلالت دارد به خاطر پيروزيهاى برجستهاى كه آن حضرت در نهضت مباركش به دست آورد كه هيچ مصلح اجتماعى در روى زمين ، چنين پيروزيهايى به دست نياورده است .
( 3 ) شايد بعضى از آنان به خاطر جهلشان نسبت به حقيقت نهضت حسينى و عدم آگاهى از علل آن معذور باشند ؛ زيرا امام به يقين مىدانست كه انقلابش در