( 1 )
18 - حيله و سفاكى امويان
امام حسين عليه السّلام يقين داشت كه امويان ، وى را رها نخواهند كرد و از حيله و خيانت نسبت به آن حضرت ، دست بر نخواهند داشت ، حتى اگر با آنها صلح كند و بيعت نمايد زيرا :
( 2 ) الف - امام ، درخشانترين شخصيت در جهان اسلام بود و مسلمانان در درون خويش ، نسبت به وى دوستى و ارادتى خالص داشتند ؛ زيرا آن حضرت ، نوهء پيامبرشان بود و سرور جوانان اهل بهشت و طبيعى بود كه براى امويان ، تحملپذير نبود كه شخصيتى با نفوذى قوى و جايگاهى بلند در همهء زمينهها وجود داشته باشد ؛ زيرا اين امر ، خطرى بر قدرت و سلطنتشان به حساب مىآمد .
( 3 ) ب - امويان نسبت به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كينه داشتند ؛ زيرا آن حضرت در واقعهء بدر ، آنان را به كشتن داد و شكست و ننگ را نصيب آنها كرد ، يزيد منتظر فرصتى براى گرفتن انتقام از اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود تا انتقام بدر را از آنها بگيرد .
راويان مىگويند كه وى مىگفت :
لست من خندف ان لم انتقم * من بنى احمد ما كان فعل
« من از خندف نيستم اگر از فرزندان احمد ، انتقام كارهايش را نگيرم » .
هنگامى كه انتقام خود را گرفت و كينههايش را با قتل عام آنها فرو نشاند ، شروع به زمزمه كرد و مىگفت :
قد قتلنا القرم من ساداتهم * و عدلناه ببدر فاعتدل
« ما بزرگ بزرگانشان را كشتيم و با بدر ، برابر نموديم و برابر شد » .
( 4 ) ج - امويان به مكر و پيمانشكنى شناخته شده بودند ، زيرا امام حسن عليه السّلام با معاويه مصالحه نمود و خلافت را به وى سپرد ، با وجود اين ، معاويه به وى