( 1 ) امام ، قيام خود را چنين مشخص فرمود كه براى احقاق حق و نابودى باطل بوده است . آن حضرت به نام حق ، امت را فرا خواند كه برگرد او جمع شوند تا حقوق خود را حمايت كنند و كرامت و عزت خود را كه به دست امويان در هم كوبيده شده بود ، محافظت نمايند و اگر امّت به ندايش پاسخ ندهد ، حركت انقلابىاش را با صبر و پايدارى در مبارزه با ستمكاران و تجاوزكاران ، ادامه دهد تا خداوند ميان وى و آن قوم ، حكم نمايد كه او بهترين حاكمان است . . . نيز آن حضرت مشخص نمود كه مىخواهد بر شيوهء جد و پدرش حركت كند نه بر شيوهء هيچ يك از خلفا .
( 2 ) در اين وصيتنامه مواردى است كه در مطالعهء علل قيام آن حضرت عليه السّلام به آنها مراجعه مىكنيم .
امام ، پس از وصيت به برادرش محمد ، براى سفر به مكه آماده گرديد تا با حجاج بيت اللّه الحرام و ديگران ، ملاقات كند و اوضاع موجود در كشور و آن بحرانها و خطرهايى كه امّت در روزگار يزيد با آن دست به گريبان است ، با آنان در ميان بگذارد .
( 3 ) امام عليه السّلام پيش از آنكه مدينه را به سوى مكّه ترك كند ، به مسجد جدّش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وارد شد و در حالى كه غرق در غم و اندوه بود ، آخرين نگاه وداع را بر آن افكند ، آنگاه به محراب جدش صلّى اللّه عليه و آله و به منبر آن حضرت نگاه كرد و خاطرات آن محبتى برايش زنده شد كه جدش صلّى اللّه عليه و آله در هنگام خردسالىاش به وى ارزانى مىداشت ؛ زيرا حسين عليه السّلام در همهء دورانهاى زندگىاش ، آن محبتى را كه جدش به وى عنايت مىفرمود ، فراموش نكرده بود آنگاه كه دربارهء او مىگفت :
« حسين از من است و من از حسينم ، خداوند دوست بدارد هر كس كه
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 342
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٣٤٢