كوفه تو را به ايجاد تفرقه دعوت كردهاند ، اهل عراق كسانى هستند كه تو آزمودهاى ، آنان كار پدر و برادرت را تباه كردند ، پس ، از خدا پروا كن و عهد را به يادآور كه تو هرگاه بر عليه من اقدام كنى ، بر عليه تو اقدام خواهم كرد » « 1 » .
( 1 ) اين نامه ، بنا به متن اخير ، حاوى موارد زير است :
1 - معاويه از امام خواسته است آنچه را براى او ضمن بندهاى صلحنامه شرط نموده كه بر او قيام نكند ، اجرا نمايد در حالى كه امام به اين شرط وفا كرده بود ، ولى معاويه به هيچيك از تعهدات خود در شرايط صلح ، وفا نكرده بود .
2 - معاويه ، از هيأتهاى مردم كوفه كه امام را به قيام بر ضد وى فرا مىخواندند ، آگاه بود ؛ زيرا آنها را اهل تفرقه ناميد و اينكه آنان نسبت به حضرت على عليه السّلام و حضرت حسن عليه السّلام ، قبلا بىوفايى نموده بودند .
3 - تهديد آشكار امام به اينكه هرگاه با معاويه در افتد ، او نيز با وى در خواهد افتاد .
( 2 )
پاسخ امام
امام ، يادداشت مهمى را براى معاويه فرستاد كه پاسخى به نامهء وى بود و او را مسئول همه حوادثى دانست كه در مناطق مختلف اتفاق مىافتاد ؛ از ريختن خون بىگناهان گرفته تا فقدان امنيت و روبهرو ساختن امّت با بحرانها ، كه از برجستهترين اسناد رسمى است كه جنايات معاويه را بر شمرده . متن نامه چنين است : « اما بعد : نامهء تو به من رسيد ، در آن نوشتهاى از من امورى به تو گزارش شده كه تو از آنها روى گردان هستى و من به غير آنها نزد تو شايستهتر
هامش
( 1 ) ابن كثير ، تاريخ 8 / 162 .