جاسوسان ، در مدينه تجمع مردم و رفت و آمدشان نزد امام حسين عليه السّلام را به مقامات محلى گزارش دادند . در آن هنگام ، مروان ، والى مدينه بود كه از اين امر تا حد زيادى نگران و هراسان گرديد .
( 1 )
يادداشت مروان به معاويه
« مروان » يادداشتى براى معاويه فرستاد و ضمن آن ، خوف و هراس خود را از تحرّك امام و رفت و آمد مردم نزد آن حضرت ، بيان داشت كه متن آن يادداشت چنين است : « اما بعد رفت و آمد مردم نزد حسين عليه السّلام زياد شده است به خدا سوگند ! من از جانب او براى شما ، روز سختى را مشاهده مىكنم » « 1 » .
( 2 )
پاسخ معاويه
معاويه ، به او دستور داد تا از هر گونه اقدام بر ضد امام خوددارى كند و به وى چنين نوشت : « حسين را رها كن مادام كه تو را رها كرده و دشمنىاش را با تو آشكار ننموده و وضع خود را نمايان نساخته است و در برابر او پنهان و در كمين باش آن گونه كه رطوبت پنهان مىگردد ، ان شاء اللّه و السلام . . . » « 2 » .
معاويه ، از دگرگون شدن اوضاع بيمناك بود ، لذا به مروان دستور داد تا هيچگونه اذيت و آزارى به آن حضرت نرساند .
هامش
( 1 ) انساب الاشراف ، 3 / 367 .
( 2 ) همان . الاشراف ، 3 / 367 .