حمد و ثناى خداوند ، اظهار داشت : « اما بعد : همانا تو سخن گفتى و ما گوش فرا داديم و گفتى و ما شنيديم ، به درستى كه خداوند - كه ثنايش جليل است و نامهايش مقدّس - محمد صلّى اللّه عليه و آله براى رسالت خود برگزيد و او را براى وحيش انتخاب كرد و بر بندگانش شرف بخشيد . پس ، شريفترين مردم كسى است كه به آن حضرت ، تشرّف جويد و شايستهترين آنان به امر خلافت ، مخصوصترين آنان نسبت به اوست و بر امّت است كه تسليم پيامبرش باشد كه خداوند او را برايش برگزيده است ؛ زيرا خداوند ، محمد را به علم خويش ، انتخاب نموده و او داناى آگاه است ، من براى خودم و براى شما از خداوند مغفرت مىطلبم » .
( 1 ) دعوت « ابن عباس » براى بازگرداندن خلافت به اهل بيت عليهم السّلام صريح بوده است ، آنان كه نزديكترين مردم به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و خويشاوندترين آنان نسبت به وى بودند ، زيرا خلافت ادامهء جايگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىباشد و اهل بيت آن حضرت به مقام وى شايستهتر و به جايگاهش اولى بودند .
( 2 )
سخنان عبد اللّه بن جعفر
« عبد اللّه بن جعفر » به سخن پرداخت و پس از حمد و ثناى خداوند گفت :
« اما بعد : اين خلافت اگر در آن به قرآن عمل شود ، خويشاوندان در كتاب خدا نسبت به يكديگر مقدم هستند و اگر در آن به سنّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عمل گردد كه آل پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله مورد نظر مىباشند و اگر در آن به روش شيخين ، أبو بكر و عمر ، عمل شود ، پس چه كسى از مردم برتر و كاملتر و به اين امر از آل رسول صلّى اللّه عليه و آله شايستهتر است ؟ سوگند به خدا ! اگر او را پس از پيامبرشان ولايت مىدادند ، امر خلافت را در جايگاهش قرار داده بودند به خاطر حقانيت