تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
ابا خالد دافعت عنى عظيمة * و ادركت لحمى قبل أن يتبددا و اطفأت عنى نار نعمان بعد ما * أغذ لأمر عاجز و تجردا و لما رأى النعمان دونى ابن حرة * طوى الكشح اذ لم يستطعنى و عردا « 1 »
« اى ابو خالد ! امر بزرگى را از من دور ساختى و گوشت مرا قبل از آنكه قطعه‌قطعه شود ، نگاه داشتى » . « و آتش نعمان را بر من خاموش ساختى پس از آنكه تصميم مهم و سختى گرفته بود » . « اما هنگامى كه فرزند آزاد زنى را در كنار من ديد ، ناكام و بينوا برگشت ؛ چون ديد از عهده‌ام بر نمىآيد » . ( 1 ) اينها بعضى از حالتها و جهت‌گيريهاى يزيد هستند كه مسخ بودن وى را نشان مىدهد . و اينكه تا چه حد در جرم و جنايت ، غوطه‌ور گشته و از هر خوى و خصلت درستى ، به دور بوده است . . . از حالتهاى مضحك زمانه و لغزشهاى روزگار است كه اين پليد بىبندوبار ، حاكم مسلمين و امام آنها گردد . ( 2 )

دعوت از مغيره براى بيعت با يزيد

نخستين كسى كه به اين بيعت شوم پرداخت ، اعور ثقيف ، « مغيرة بن شعبه » ، صاحب گناهان و زشتكاريها در اسلام « 2 » بود ، « بركلمن » او را به عنوان فردى فرصت طلب بدون عهد و پيمان « 3 » ناميد كه يكى از پنج مرد زيرك عرب
هامش
( 1 ) اخطل ، ديوان ، ص 89 . ( 2 ) آن گونه كه بيهقى روايت مىكند از زشتكاريهاى مغيره آن است كه وى نخستين كسى بود كه در اسلام رشوه داده است . و نيز وى واسطهء ملحق ساختن زياد به معاويه بود . ( 3 ) تاريخ الشعوب الاسلامية 1 / 129 - 130 .