ان الفوارس يعلمون ظهوركم * اولاد كل مقبح اكاز
ذهبت قريش بالمكارم كلها * و اللؤم تحت عمائم الانصار « 1 »
« خداوند گروهى از يهود را ميان صليصل و صرار « 2 » لعنت كند » .
« قومى كه هرگاه سيل خروشان شود ، آنها را با چشمانى سرخ شده از شراب مىبينى » .
« بزرگواريها را رها كنيد كه شما اهل آن نيستيد و بيلهايتان را بگيريد اى بنى نجار » .
« سواران ، پدرانتان را مىشناسند اى فرزندان هر پليد شخم زن » .
« قريش همهء بزرگواريها را بردهاند و پستى زير عمامههاى انصار است » .
( 1 ) اخطل ، شعر خود را با بدگويى از يهوديان آغاز كرد و آنان را قرين انصار دانست ؛ زيرا در يثرب با آنها سكونت دارند و از انصار عيبجويى كرده از آن جهت كه آنان اهل زراعت و كشاورزى هستند و اهل نجد و كرامت نيستند .
و آنان را به ترسو بودن در هنگام جنگ متهم كرد و شرف و مجد را به قريشيان و همهء پستى را به زير عمامهء انصار نسبت داد ! ! اين بدگويى تلخ ، « نعمان بن بشير » را كه يكى از عمّال امويان بود ، بر آشفته ساخت . او ، خشمگين نزد معاويه رفت و هنگامى كه به حضور وى رسيد ، عمامهاش را از سر برداشت و گفت : « اى معاويه ! آيا فرومايگى مىبينى ؟ ! - نه ، بلكه خير و كرامت مىبينم ، چه خبر شده ؟ ! - اخطل ادعا كرده كه فرومايگى در زير عمامههاى ماست !
هامش
( 1 ) طبقات الشعراء ، ص 320 ، و لكن دو بيت فقط نقل كرده و عقد الفريد 5 / 321 .
( 2 ) « صليصل و صرار » از محلها نزديك مدينه مىباشند .