مسلمين و تفرقه آنان انجاميد و نيز موالى ( مسلمانان غير عرب ) را براى هر حركت انقلابى كه بر ضد حكومت اموى آغاز مىشد ، آماده نمود به طورى كه سرانجام ، آنان همان نيروى فعالى بودند كه حكومت امويان را برانداختند و نشانهها و آثارشان را از ميان برداشتند .
( 1 )
تعصّب قبيلهاى
به دنبال سياست حزبگرايى و تفرقهاندازى كه امويان در پيش گرفته بودند ، آنان تعصّبهاى قبيلهاى را زنده ساختند ، نمونههاى هولانگيز و دردناكى از انواع اين مبارزه كه حكومت امويها براى مشغول كردن مردم به اختلافات فرقهاى و دخالت نكردن در مسائل سياسى مىآفريدند ، در شعر عربى پديدار گشت تا مردم را از ظلم و ستمى كه معاويه مقرر مىداشت ، دور سازند .
( 2 ) مورخان مىگويند : معاويه ، اقدام به زنده ساختن كينههاى قديمى ميان اوس و خزرج نمود و بدين ترتيب مىخواست از اهميت آنها بكاهد و جايگاهشان را در برابر جهان عرب و اسلام ، براندازد . نيز براى يمنيها در برابر مصريها تعصب نمود تا آتش فتنه را ميان آنها شعلهور سازد و ميان خود وحدتى نداشته باشند تا به منافع دولتش زيان برسانند .
( 3 ) عمّال معاويه ، به روش سياست خرابكارانهء وى عمل كردند ؛ مثلا زياد بن أبيه قبايل را به جان هم مىانداخت و آتش فتنه را ميان آنان شعلهور مىساخت تا تحت نفوذ وى قرار گيرند . « ولهاوزن » مىگويد : « زياد مىدانست كه چگونه با انداختن قبايل به جان يكديگر آنها را تحت سيطرهء خود قرار دهد و آنها را به كار