اين حالت ، نزد همهء حكّام اموى و عمّال آنها وجود داشته است .
( 1 ) « وليد بن يزيد » مىگويد :
فدع عنك ادكارك آل سعدى * فنحن الاكثرون حصى و مالا
و نحن المالكون الناس قسرا * نسومهم المذلة و النكالا
و نوردهم حياض الخسف ذلا * و ما نالوهم الا خبالا « 1 »
« ياد كردن خاندان سعد را فروگذار كه ما از نظر تعداد و ثروت ، افزونتريم » .
« ماييم كه به زور ، مالك مردم هستيم و بر آنها خوارى و عذاب روا مىداريم » .
« آنها را با خوارى به پستى سوق مىدهيم و جز بدبختى ، چيزى برايشان نداريم » .
( 2 ) اين ابيات ، نشان مىدهد كه وى تا چه اندازه امت را ناچيز مىشمارد ؛ زيرا او به همراه ديگر حاكمان از خاندانش ، با زور و اجبار ، بر مردم مالك شدند و آنها را به خوارى كشاندند و به ورطههاى نابودى سوق دادند . . .
( 3 ) و نيز از جملهء آن پادشاهان « عبد الملك بن مروان » است كه در برابر فرزندان مهاجرين و انصار در يثرب خطابهاى ايراد كرد و گفت : « همانا من كار اين امّت را تنها با شمشير مداوا مىكنم تا اينكه به راه بياييد ، شما كارهاى مهاجرين نخستين را حفظ كرديد ولى همانند آنان عمل نمىكنيد ، شما ما را به تقواى الهى دستور مىدهيد ولى خودتان را فراموش مىكنيد ، به خدا بعد از اين ، هر كس مرا به تقواى الهى امر كند ، گردنش را مىزنم . . . » « 2 » .
هامش
( 1 ) حياة الامام موسى بن جعفر عليه السّلام 1 / 307 . ابن اثير ، 5 / 282 .
( 2 ) ابن اثير ، تاريخ 45 / 391 - 392 .