تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
قاضى عمر بن عبد العزيز از مسجد بيزار شده بود آن گونه كه به گفتهء او ، از آشغال خانه‌اش ، بدش مىآمد از اين جهت كه موالى [ افراد غير عرب ] در آن نماز مىخواندند « 1 » تا آنجا كه موالى ناگزير شدند مسجد خاص خود را بنا نهند و آن را « مسجد الموالى » ناميدند و نماز را در آن به جاى آوردند « 2 » . ( 1 ) « خدابخش » ، به اين گمان نزديك مىشود كه علت ناگزير شدن آنان از نماز خواندن در آن مسجد اين است كه تعصب عرب را بر ضد خود ديده بودند و به آنان اجازه نمىدادند با ايشان در يك مسجد به عبادت پردازند « 3 » در حالى كه موالى در پاسخ به عربها به نرمى عمل مىكردند و آنها را به هدايت دعوت مىنمودند و مىگفتند : « ما اختلاف انسانها و برتريشان نسبت به يكديگر را منكر نيستيم و آقا را با زيردست و شريف را با وضيع برابر نمىدانيم ، بلكه مىگوييم برترى انسانها ميان خودشان به پدران يا به اصل و نسبشان نيست ، بلكه به اعمال ، اخلاق و شرافت خود آنها و بلندى همتشان مىباشد . پس هر كس كه دون همت و ناجوانمرد باشد ، شرافت نمىيابد هر چند كه از اصل بنى هاشم باشد ، زيرا كريم آن است كه اعمالش او را كرامت بخشيده و شريف ، كسى است كه همتش او را شرافت داده باشد » « 4 » . ( 2 ) امويان و همفكران آنان ، اين منطق را نمىفهميدند كه از حقيقت اسلام و هدايت آن ، گرفته شده است كه اسلام ، گسترش مساوات و عدالت ميان همهء مردم را بدون فرق گذاشتن ميان قوميتهاى آنان دستور داده است . ( 3 ) به هر حال ، اين سياست تبعيض نژادى به گسترش كينه‌توزى ميان
هامش
( 1 ) ابن سعد ، طبقات 6 / 251 . ( 2 ) طبرى ، تاريخ حوادث سال 254 . ( 3 ) الحضارة الاسلامية 1 / 43 . ( 4 ) العقد الفريد 3 / 410 .