شورش زدهاند ، لذا تصميم گرفتهام نيمى از آنها را بكشم و نيمى را نگه دارم تا بازار را به راه اندازند و جادهها را ترميم كنند » .
اصنف و سمره اين اقدام مهم را نپسنديدند و با او به لطف سخن گفتند تا اينكه از تصميم خود برگشت » « 1 » .
( 1 ) معاويه ، ستم به بردگان را سنتى قرار داد و حكومتهايى كه بعد از او بر سر كار آمدند ، ظلم كردن و محروم ساختن آنها را گسترش دادند على رغم اينكه آنان در مسائل نظامى و ديگر كارهاى حكومتى ، شركت داشتند .
شاعر اين افراد غير عرب در شكايت از ستمى كه به آنها روا شده بود ، مىگويد :
ابلغ امية عنى ان عرضت لها * و ابن الزبير و ابلغ ذلك العربا
ان الموالى اضحت و هى عاتبة * على الخليفة تشكوا الجوع و الحربا
« به امويها و ابن زبير هرگاه آنها را ديدى ، از من برسان و نيز به آن ( حاكم ) عرب » .
« كه افراد غير عرب اينك از گرسنگى و جنگ مىنالند و از خليفه گلهمند مىباشند » .
( 2 ) يكى از خراسانيان ، خطاب به « عمر بن عبد العزيز » ، از او مىخواهد كه در ميان آنان به عدالت رفتار كند و مىگويد : « اى امير مؤمنان ! هزار نفر از افراد غير عرب بدون بخشش و بدون روزى ، به جنگ مىروند و همانند آنان از اهل ذمّه كه مسلمان شدهاند و خراج هم مىپردازند » « 2 » . ( اين در حالى است كه ) « شعبى » ،
هامش
( 1 ) العقد الفريد 3 / 413 .
( 2 ) طبرى ، تاريخ 6 / 559 . الكامل 5 / 51 .