تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
ارى العمال اقساء علينا * بعاجل نفعهم ظلموا العبادا فهل لك ان تدارك بالدنيا * و تدفع عن رعيتك الفسادا و تعزل تابعا ابدا هواه * يخرب من بلادته البلادا اذا ما قلت اقصر عن هواه * تمادا فى ضلالته و زادا « 1 »
« به معاويه فرزند صخر خبر ده كه منطقهء سواد ، خراب گشته و ديگر سوادى وجود ندارد » . « كارگزارانمان را بر خود سنگدل مىبينم كه به خاطر منافع فعليشان ، بندگان خدا را به زير ستم برده‌اند » . « آيا مىتوانى دست به كارى فورى بزنى و از رعيت خود فساد را دور گردانى ؟ » . « و آنكه پيوسته از هوا و هوسش پيروى مىكند ، عزل نمايى ، آنكه با نادانىاش شهرها را خراب مىسازد » . « هرگاه بگويى كه دست از هوا و هوس بردار ، در گمراهىاش بيشتر اصرار مىورزد » . ( 1 ) « سلولى » با اين ابيات ، اوضاع بد اقتصادى و تسلط حاكمان را بر ظلم رعيت ، نشان مىدهد و از حكومت مىخواهد كه آنان را عزل كند و از ستمهايشان دور سازد ، زيرا در خرابى مناطق ، مكيدن خونها و پيروى از هواى نفس ، تلاش كرده و از راه راست گمراه شده‌اند . ( 2 )

استدلال معاويه

معاويه ، معتقد بود كه اموال امت و خزانهء مركزى آن ، ملكى براى وى بوده
هامش
( 1 ) الاسلام و الحضارة العربية 2 / 149 - 150 .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 174 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى