تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
الست اغر الناس قوما و اسرة * و امنعهم جارا اذا ضيم جانبه و ما ولدت بعد النبى و آله * كمثل حصان فى الرجال يقاربه و بيتى الى جنب الثريا فناؤه * و من دونه البدر المضىء كواكبه انا ابن الجبال الشم فى عدد الحصى * و عرق الثرى عرقى فمن ذا يحاسبه و كم من اب لى يا معاوى لم يزل * أغر يباري الريح ازور جانبه نمته فروع المالكين و لم يكن * ابوك الذي من عبد شمس يقاربه « 1 »
« پدرت و عموى من ، اى معاويه ! ارث گذاشته وارث را نزديكان مىگزينند » . « پس چرا ارث حنات را گرفته‌اى ، در حالى كه ميراث ابو سفيان را اگر مايع باشد براى تو جامد مىشود » . « اگر اين كار در جاهليت بود ، مربوط به كسى مىشد كه وارثان اندكى داشته باشد » . « اگر در دين ، چيزى غير از اين باشد ، شما حق ما را خورده و يا اينكه آب در گلوى نوشنده‌اش مانده باشد » . « آيا من عزيزين مردم از نظر قوم و خاندان و نگهدارترين آنان نسبت به همسايه گرفتار ، نيستم » . « بعد از پيامبر و آل او كسى در مردان همانند حصان ، زاده نشده است » . « خاندانم در كنار ثريا باشد و ماه و ستارگان درخشانش از آن پست‌ترند » . « من فرزند كوههاى بلند به تعداد ريگها هستم و ريشهء زمين ، ريشهء من است ، پس چه كسى با آن برابرى كند ؟ » .
هامش
( 1 ) ابن الاثير 3 / 468 . ديوان فرزدق ، 1 / 502 - 503 .