و ما نلتها عفوا و لكن شرطتها * و قد دارت الحرب العوان على قطب
و لو لا دفاعى الاشعرى و صحبه * لألفيتها ترغو كراغية السغب
« اى معاويه ! اگر نفس بخيلى بر تو دست يابد ( بايد بدانى ) كه من مصر را از پدر و مادرم به ارث نبردهام » .
« من رايگان آن را به دست نياورده بلكه آن را شرط قرار داده بودم و جنگى سخت در گرفته بود » .
« اگر دفاع من در برابر اشعرى و همراهانش نبود ، آن وقت مىديدى كه ( روزگار ) همچون شتر گرسنه بر تو فرياد مىكشد » .
هنگامى كه معاويه اين ابيات را خواند ، از او متأثر شد و ديگر در مورد مسائل مصر ، چيزى با وى نگفت « 1 » .
( 1 )
مصادرهء اموال شهروندان
معاويه ، پس از اسراف و تبذيرش ، ناگزير شد كه اموال مردم را مصادره نمايد تا ناتوانى مالى خزانهء دولت را جبران كند . وى ميراثهاى حنات ، عموى فرزدق را مصادره كرد . فرزدق بر اين كار معاويه اعتراض نمود و در سرزنش وى گفت :
ابوك و عمى يا معاوى اورثا * تراثا فيختار التراث اقاربه
فما بال ميراث الحنات اخذته * و ميراث صخر جامد لك ذائبه
فلو كان هذا الامر فى جاهلية * علمت من المرء القليل حلائبه
و لو كان فى دين سوى ذا شنئتم * لنا حقنا او غص بالماء شاربه
هامش
( 1 ) اخبار الطوال ، ص 222 .