- پس چرا مرا كمتر از قومم دادى و به كسانى كه بر ضد تو بودند بيشتر از آنها كه با تو بودند ، عطا كردهاى ؟
( 1 ) معاويه بدون شرم و حيا گفت : من از آنان دينشان را خريدم و تو را با دينت گذاشتم .
- از من ، دينم را بخر .
معاويه دستور داد تا بقيهء جايزهاش را بدهند « 1 » .
اين معاملهء زيانكارانهاى است كه مسخ وجدانها و تبديل شدن آنها به كالاى مورد معامله را ، آشكار مىسازد .
( 2 )
نقص خزانهء مركزى
خزانهء مركزى ، در نتيجهء اسرافكارى در بخشش براى خريد وجدانها واديان ، دچار نقص شديد شد و دولت نتوانست حقوق كارمندان را بپردازد .
معاويه ناچار گرديد تا به عمرو عاص نامهاى بنويسد و از او تقاضاى كمك از خراج مصر بكند كه آن را طعمهاى براى وى قرار داده بود . در نامهء معاويه آمده بود : « اما بعد : سائلان اهل حجاز و ديدار كنندگان اهل عراق بر من زياد شدهاند و من چيزى اضافه بر حقوق سربازان ندارم ، پس از خراج امسال مصر به من كمك كن . . . » .
( 3 ) عمرو عاص ، درخواست وى را نپذيرفت و بر او اعتراض كرده ، وى را به ياد خدمات خويش انداخت و با اين ابيات ، وى را پاسخ گفت :
معاوى ان تدركك نفس شحيحة * فما ورثتنى مصر امى و لا ابى
هامش
( 1 ) حياة الامام الحسن عليه السّلام 2 / 159 - 160 . الكامل ، ابن اثير 3 / 468 .