مىكند ، نامهء يزيد است كه اندكى پيش از اين به آن اشارهاى داشتيم .
( 1 ) مردم شام نيز بر ديگر مردمان ترجيح داده شدند چنانچه « مالك بن هبيره » در گفتگويش با « حصين بن نمير » به آن اشاره مىكند و مىگويد : « بشتاب تا با اين نوجوان بيعت كنيم ( يعنى با خالد بن يزيد ) كه ما پدرش را به دنيا آورديم و او خواهرزادهء ماست ، تو جايگاه ما را نزد پدرش مىدانى كه چگونه ما را بر گردهء مردم عرب ، جاى داده بود » « 1 » .
( 2 )
معاويه اموال را در راه استحكام حكومتش به كار مىگيرد
معاويه ، خزانهء مركزى را براى استحكام بخشيدن به حكومت و قدرت خويش به كار گرفت و مال را به عنوان سلاحى براى توانا ساختن خود در رهبرى امّت و رياست دولت ، مورد استفاده قرار داد .
« سيد مير على هندى » مىگويد : « ثروتهايى كه معاويه از حكومتش بر شام جمعآورى كرده بود ، او و اطرافيانش ، آنها را بر سربازان مزدورش مسرفانه مصرف مىنمود ، آنان كه وى را در خفه كردن هر زمزمهاى بر ضد حكومتش يارى كرده بودند » « 2 » .
( 3 ) اين سياست ، نزد مسلمين چيز تازهاى بود كه هيچيك از خلفاى پيشين بدان نينديشيده بودند ، خلفاى اموى بعد از او نيز بر همين شيوه رفتار كردند و مال را وسيلهاى براى تحكيم قدرت خويش به كار گرفتند .
( 4 ) « دكتر محمد مصطفى » مىگويد : « از عناصر سياست امويان ، به كارگيرى
هامش
( 1 ) طبرى ، تاريخ 5 / 535 - 536 .
( 2 ) روح الاسلام ، ص 296 .