تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
مىشمردند و ناتوانان را به خوارى مىكشيدند و اموال را به غارت مىبردند به پايان برد . . . » . ( 1 ) به هر صورت ، جهان اسلام ، پس از صلح ، دچار فاجعه‌اى بزرگ گرديد و از جهان آسودگى ، ايمنى و استقرار ، به دنيايى پر از ظلم و جور مبدّل گرديد ؛ زيرا امويان پس از اينكه بر اوضاع مسلط گشتند ، به سرعت براى استبداد در كارهاى مسلمين و اجبار آنان بر آنچه نمىخواستند ، روى آوردند . ( 2 ) كوفيان نيز بيش از ديگران از ستم ، رنج بردند ؛ زيرا نظام حاكم ، آنان را به خاطر ايستادنشان در كنار امام ، در ايام صفين ، به سختى مورد محاسبه قرار دادند و جلّادانى همچون « مغيرة بن شعبه و زياد بن أبيه » را بر كارهاى آنان گماشتند ، آنها رگبارى از عذاب دردناك را بر سر آنان ريختند . آنگاه بود كه كوفيان از بخت بد خود به خاطر گناه عظيمى كه در عدم حمايت از امام امير المؤمنين عليه السّلام و فرزندش حضرت حسن عليه السّلام ، مرتكب شده بودند ، ناليدند و با هيأتهاى اعزامى و نامه‌هايشان بر امام حسين اصرار مىورزيدند تا آنان را از ستم امويها و ظلم آنان برهاند ، ولى جاى شگفتى حيرت افزون است كه وقتى امام به آنها پاسخ مثبت داد ، شمشيرها را به روى آن حضرت كشيدند و بدن او و فرزندانش را در صحراى كربلا پاره پاره ساختند ! ! در اينجا سخن ما دربارهء « افول دولت حق » به پايان مىرسد .