( 1 ) جباران حكومت اموى بر امّت مسلط گشته در خوار كردن آنان و غارت ثروتها و اجبار آنها به بردگى به تلاش پرداختند . يكى از نويسندگان مىگويد : « از بين رفتن خلافتى كه در راه راست بود ، و انتقال آن به بنى اميّه ، نتايج مهمى را به بار آورد : خاندان اموى بر خاندان هاشمى پيروز شد معنايش اين است كه اشرافىگرى قريشى و سرمايهداران و صاحبان معاملات بازرگانى ، بر صاحبان اصول و ارزشها پيروز شدهاند .
( 2 ) پيروزى معاويه ، شكست همهء تلاشهايى بود كه براى جلوگيرى از طغيان سرمايهدارى قريش ، صورت مىگرفت . شكست حلف الفضول ، « 1 » شكست انگيزههاى مستقيم براى قيام اسلامى و نبرد با بهرهكشى و ظلم بود .
اين شكستى بود براى ارزشها و اصول و پيروزى نيرنگ بازى و سياست پشتيبانى شده از سوى سابقه داران و مال اندوزان بود . اين شكست ، اثرى دردناك بر اسلام و نسلهاى مسلمين بود » .
( 3 ) و نيز « نيكلسون » مىگويد : « مسلمانان ، پيروزى بنى اميّه و در راس آنها معاويه را پيروزى اشرافىگرى بتپرستان به شمار آوردند ، آنها كه با پيامبر و يارانش دشمنى كردند و با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به نبرد پرداختند تا اينكه پيامبر آنها را از ميان برداشت ، آنجا كه مسلمين همراه پيامبر بر جهاد و مقاومت در برابر آنها شكيبايى به خرج دادند تا وقتى كه خداوند ، آنان را يارى فرمود و بر روى ويرانههاى آنها ، پايههاى اسلام را بنا نهادند ، آن دين آسانى كه مردم را در خوشى و ناخوشى برابر دانست و سرورى گروهى را كه فقيران را حقير
هامش
( 1 ) سوگندى است كه « هاشم ، زهره و تيماء ، نزد عبد اللّه بن جدعان » آمده بر دفع ظلم و ظالم و گرفتن حق از او سوگند خوردند . ( مترجم ) .