امام به آنها گرفتار شد ، بلكه جهان اسلام گرفتار بلاى آنها گشت ؛ زيرا فتنهها را براى عالم اسلامى ، هميشگى ساخته و بسيارى از بلاها و مصيبتها را به سويش روانه ساخت كه شايد مهمترين آنها عبارت باشند از :
( 1 )
پيروزى معاويه
براى معاويه فرصتهايى را پيش آورد كه بعد از آن حوادث ، پس از آنكه حاكمى بر سرزمين شام بود براى نخستين بار ، خود را نامزد خلافت سازد او پيروزى خود بر امام و غلبهء بر آن حضرت را چنين اعلام مىكند : « من پس از صفين بدون سپاه و بدون زحمت و ساز و برگ ، با على جنگيدم » « 1 » .
( 2 ) اما امام از قدرتهاى سياسى و نظامى بر كنار بود ، چرا كه مردم را فرا مىخواند ، ولى آنها گوش فرا نمىدادند ، سخن مىگفت ، اما به سخنانش توجهى نمىنمودند .
آن جنگها خلافت اسلامى را به حكومتى قيصرى كشاند كه در آن هيچ سايهاى از احكام اسلام و منطق قرآن ديده نمىشد ؛ زيرا كار حكومت به معاويه منتهى شد كه مال خدا را سرمايهء خويش قرار داد و بندگان خدا را به بردگى كشاند و مسلمانان را بر چيزى كه خوش نداشتند ، مجبور ساخت .
( 3 )
از هم پاشيدگى سپاه امام عليه السّلام
همهء نيروهاى نظامى در سپاه امام از هم گسيخته شد ، تفرقه و اختلاف در
هامش
( 1 ) انساب الاشراف ، 3 / 156 .