( 1 ) آنگاه امام دستور داد جنازهاش را بياورند ، جنازه را آوردند و دستش را ملاحظه نمودند و ديدند كه بر شانهء او پستانى همچون پستان زن وجود دارد و چند تار موى سياه بر دست اوست كه تا روى دست ديگرش كشيده مىشود كه اگر رها شود به شانهاش بر مىگردد . هنگامى كه امام آن را ديد ، براى خدا به سجده افتاد . آنگاه امام كشتگان دو گروه را به خاك سپرد و اسلحهء خوارج و چهار پايان آنها را ميان ياران خود تقسيم نمود و متاعها و بردگان را به صاحبانشان بازگردانيد ، آن گونه كه با اصحاب جمل انجام داده بود .
( 2 ) « جنگ نهروان » كه نتيجهء واقعهء صفين بود ، بدين گونه پايان يافت و در پى خود ، تأسيس حزب آشوبگر نيرومندى را باقى گذاشت كه در جهان اسلام ، ظاهر شد ، همان « حزب حروريّه » كه تمرّد در برابر حكومتهاى موجود در سرزمينهاى اسلامى و جنگ با آنها به صورتى آشكار را بر عهده گرفت ، امرى كه به ريخته شدن خونها و اشاعهء فتنه و اختلاف در بسيارى از آن زمانها انجاميد .
( 3 ) آنچه در نظامهاى دينى خوارج آشكار بود ، حكم به تكفير هر مسلمانى است كه به مذهب آنان معتقد نباشد ، خون و اموال او را مباح مىدانستند .
و به نظر من ، بيشتر جنايات هولناكى كه در نبرد كربلا روى داد ، به اين مسخشدگان بر مىگردد كه همهء سرشتهاى انسانى از آنها دور شده بود ؛ زيرا بسيارى از افراد آن سپاه ( در كربلا ) از اخلاق آنان ، اثر گرفته و به سوى جرم و جنايت با فجيعترين صورتها و گونههايش روى آورده بودند .
( 4 )
پسماندههاى جنگ
آن جنگها ، عظيمترين محنتها و شديدترين فجايع را به بار آورد و نه تنها