تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
نيست چون معانى را عرب و عجم مىدانند . . . مهم نيكو ادا كردن لفظ و روشنى و زيبايى و شفّافيّت و ساخت زيبا و تركيب درست و خالى از كژى نظم و تأليف است . » « 1 » و يا ابن سنان خفاجى ( درگذشتهء 466 ه ) كه فصاحت در كلمه و كلام را با هشت شرط مطرح نمود . « 2 » اما عبد القاهر جرجانى كه به روش دوگانگى لفظ و معنا روى آورد و مرجع زيباانگاشتى لفظ را تصحيح نمود . مىگويد : « آنها لفظ را از معنا جدا مىكنند و براى آن زيبايى جداگانه‌اى قائلند و شعر را هم به انواع زير تقسيم كرده‌اند ؛ نوعى كه لفظ و معنا زيباست و نوعى كه لفظ زيبا ولى معنا نازيبا ؛ و نوعى كه معنا زيبا و لفظ نازيبا است . آنها لفظ را به اوصافى توصيف مىكنند كه معنا داراى آن اوصاف نيست . آنها مىپندارند كه لفظ ، از آن جهت كه لفظ است ، داراى زيبايى ، برترى و شرافت است و اوصافى كه به آن نسبت مىدهند اوصافى درست است . آنها ميان معنايى كه مقصود است و تصويرى كه در آن به‌وجود مىآيد تفكيك ايجاد نموده‌اند و زيبايى و برترى آن را در تصوير معنا به لفظ نسبت داده‌اند و آن را در آن اوصاف قرار داده‌اند كه بيانگر خود است نه آن . » « 3 » وقتى سكّاكى ( درگذشتهء 626 ه ) مفتاح العلوم را مىنگاشت و از علم معانى و بيان سخن مىگفت آن دو را با گفتارى در باب فصاحت و بلاغت همراه كرد . در اين مورد از مسألهء لفظ و معنا در تقسيم محسنات به لفظى و معنوى بهره برد . مىگويد : « در اين‌جا جنبه‌هاى مخصوص فراوانى است كه به قصد زيباسازى كلام است و ما به مشهورترين آنها اشاره نمىكنيم كه دو قسم است : قسمتى كه به معنا برمىگردد و قسمتى كه به لفظ برمىگردد . » « 4 »
هامش
( 1 ) الصناعتين ، صص 63 - 64 . ( 2 ) سرّ الفصاحة ، ص 54 به بعد . ( 3 ) دلائل الاعجاز ، صص 365 - 366 . ( 4 ) مفتاح العلوم ، ص 200 .