حالتى كه در شخص زيبا حس مىشود اگر جاى اعضاى بدن عوض شود . « 1 »
وقتى حوزهء بحث علماى بلاغت از گذشته « عبارت » باشد ، هرچه در باب لفظ و معنا گفته شود به آن برمىگردد . بر اين اساس تفكيك بين لفظ مركب در عبارت و معناى مركب درست است ؛ يعنى نظم واژگان در عبارت به هر صورت كه باشد ، موجب تغيير معنا مىگردد ؛ هرچند واژگان به حال خود باقى بمانند . گاه بيان از معنا به صورتى از لفظ ممكن مىشود ، يعنى اشتراك ميان دو عبارت در معنا بهوجود مىآيد ؛ هرچند كه در لفظ با هم متفاوت باشند . « 2 »
اين فصل به اين خاطر نوشته شده است كه ريشههاى مسائل عمدهء بلاغت را بيابيم ؛ لذا دريافتيم كه مسألهء لفظ و معنا اساس استوار در ساختمان بلاغت است .
اصل مسأله چيست ؟ از چه چيزى ناشى شده است ؟ پرچمداران آنچه كسانى هستند ؟ و مرادشان چه بوده است ؟
عتّابى و جاحظ از معتزله ديدگاه ويژهاى دربارهء قرآن دارند و تأثيرشان در مسير فرهنگ عربى اسلامى ماندگار گشته است . آيا اين براى ارتباط دادن مسألهء لفظ و معنا با اين پرسشها كافى نيست ؟ - قبل از آنكه نقد و بلاغت ، آن را به عنوان مسألهاى برگيرند كه مباحث آن دو پيرامون آن دور مىزند .
پژوهشگران مسألهء لفظ و معنا را در كتابهاى نقد جاى داده و آن را از مسائل نقد عربى به شمار مىآورند . البته اين مسأله زمانى نزد بزرگان بلاغت در قرن چهارم با بررسى در باب زيباسازى لفظ آغاز شده « 3 » يا به شكل ملاحظات گذرا در نوشتهء بشر بن معتمر ( درگذشتهء 210 ه ) و سخن جاحظ آغاز و سپس به كتابهاى ويژهء بلاغت منتقل شده است . « 4 » صرفنظر از زمان آغاز و كيفيت سير آن انگيزههاى اين مسأله در دو چيز تجلّى مىيابد .
هامش
( 1 ) البلاغة تطوّر . . . ، ص 41 .
( 2 ) تاريخ النقد ، سلّام ، ج 1 ، ص 67 .
( 3 ) همان ، صص 66 - 67 .
( 4 ) مقالات فى تاريخ النقد ، ص 448 .