« پيشانى شخص دروغگوى خطاكار » « 1 » يافت نمىشود ، چون بيان مجازى در تصوير صحنهء شكنجه دقيق است و اشارهاى دارد كه بر جان مىنشيند . پس آيه در بافت كلام بر تهديد ابو جهل به سبب دروغ و رويگردانى از اسلام بوده است . مىفرمايد :
كَلَّا لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ
« 2 » . خداوند او را به شكنجه و گرفتن موى پيشانى و افكندن در آتش تهديد كرده است . « 3 » اين كار اهانت و ناچيز انگاشتن صاحب موى پيشانى است با اينكه سخن دربارهء پيشانى است نه صاحب آن . سپس آيهء مجاز ناصية كاذبة خاطئة آمده است كه با معناى اهانت و خوار انگاشتن سازگار است . در جاى ديگر مىفرمايد :
وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً
« 4 » . افزايش ايمان را به آيات نسبت داده است ، چون علّت آن است . « 5 » قرآن كريم مؤمنان را به افزايش ايمان پس از ياد خدا و نرمدلى توصيف نموده است . بافت در باب شمارش صفات مؤمنان است . از جمله افزايش ايمانشان با تلاوت آيات الهى ، به آيات عدول شده است چون سبب و علت آن است ، و چون نفس به آيات آرامش مىگيرد و يقين در آن استوار مىگردد ، زيرا ظهور ادلّه از مدلول قوىتر است . « 6 » يا فرمود :
فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِنْ كَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِيباً
« 7 » . كه فعل را به روز نسبت داد ، چون در آن واقع مىشود . « 8 » قبل از آن آمده است :
وَ ذَرْنِي وَ الْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلِيلًا
.
يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا
« 9 » ، كه تهديد دروغگويان به عذاب روز قيامت است .
بافت در توصيف آن روز است كه فرمود :
فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِنْ كَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِيباً
.
فعل را به ظرف نسبت داد تا سختى آن روز را توصيف نمايد كه كودكان در آن روز پير مىشوند و اشاره به ترس و وحشت آن دارد . « 10 »
مىفرمايد :
وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها
« 11 » . در اسناد گنجينهها به زمين عدول كرده ،
هامش
( 1 ) الكشّاف ، ج 4 ، ص 272 .
( 2 ) علق : 15 .
( 3 ) الكشّاف ، ج 4 ، ص 272 .
( 4 ) انفال : 2 .
( 5 ) البرهان ، ج 2 ، ص 256 .
( 6 ) الكشّاف ، ج 2 ، ص 142 .
( 7 ) مزّمّل : 17 .
( 8 ) البرهان ، ج 2 ، ص 257 .
( 9 ) مزمل : 11 - 14 .
( 10 ) تنزيه القرآن ، ص 439 ، و الكشّاف ، ج 4 ، ص 178 .
( 11 ) زلزله ، 2 .