اين صورت تشبيه يا استعاره است . » « 1 »
گسترش زيبا در آيهء
ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ
« 2 » مىباشد . ابن اثير مىگويد : « نسبت سخن به آسمان و زمين از باب توسّع است ، چون اينها جامدند و سخن گفتن ويژهء انسان نه جامدات . و هيچ مشاركتى بين آن دو نيست . » « 3 » يا آيهء
فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ
« 4 » .
قبل از ابن اثير ، ابو عبيده « 5 » و فرّاء « 6 » و ابن قتيبه « 7 » اين مفهوم را مطرح كرده بودند . اما او به مفهوم مجاز كه جرجانى آن را تبيين نموده نگرفته است و مثل او مجاز را به دو قسم تقسيم ننموده است . در اين مطلب چند نكته هست :
1 . مفهوم گسترش از مفهوم مجاز عامتر است كه بر فراتررفتن اصل در كلام به خاطر مناسبت ميان آن دو مبتنى است . اما گسترش هميشه اين مناسبت را رعايت نمىكند . لذا صاحب الطراز گفته است « گسترش نامى است بر تمام گونههاى مجازى اطلاق مىشود . » « 8 » علاوه بر اين بر انواع مختلف مجاز مثل حذف ، زيادت ، قلب ، تقديم و تأخير نيز اطلاق مىشود .
2 . در گسترش ، در مواردى كه در آن بر مناسبت بين كلام و اصل آن مبتنى نيست ، آگاهى مخاطب از معنا شرط است . سيبويه مىگويد در آيهء
وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً
« 9 » مىگويد به آنچه كه عرعر مىكند تشبيه نشدهاند بلكه به خود صدا شبيه شدهاند ، معنا آن است ، مثل شما و كافران مثل عرعركننده و عرعر است كه نمىشنود ، اما به خاطر آگاهى مخاطب از معنا به ايجاز آمده است . « 10 »
3 . زبانشناسان نخستين در بررسى سبك قرآن اصطلاح گسترش را به كار بردند و مرادشان تمام آن امورى است كه در كلام از اصل عدول كرده است . تا اينكه جرجانى آمد و آن را بر دوگونهء معروف محدود نمود اما حوزهء گسترش را
هامش
( 1 ) المثل السائر ، ج 2 ، ص 87 .
( 2 ) فصلت : 11 .
( 3 ) المثل السائر ، ج 2 ، ص 81 .
( 4 ) دخان : 29 .
( 5 ) مجاز القرآن ، ج 1 ، ص 10 و ج 2 ، ص 196 .
( 6 ) معانى القرآن ، ج 3 ، ص 13 .
( 7 ) تأويل مشكل القرآن ، صص 78 و 83 .
( 8 ) الطراز ، ج 1 ، ص 197 .
( 9 ) بقره : 171 .
( 10 ) الكتاب ، ج 1 ، ص 212 .