فصل چهارم گسترش
گسترش در پژوهش معاصر به معناى تعدّد مدلولهاى يك دال است كه ناشى از تكامل در عنصر سبك يعنى گزينش و نظم است . توضيح آن چنين است كه زبان ، در سطح نوآورى ، تابع قصد در گزينش واژگان و نظم آنهاست . به واسطهء قصد در آن دو ، واژهاى كه دلالت نخست آن گزينش شده به دلالت دوم مىرسد . اگر زبانشناسى پذيرفته است كه هر دالّ مدلولى دارد ، ادبيات اين قانون را مىشكند و براى يك دال امكان تعدّد مدلولات را مطرح مىكند كه سبكشناسان از آن به گسترش تعبير مىكنند . « 1 »
سيبويه اصطلاح گسترش را در مجاز حذف و مجاز عقلى و قلب به كار برده است . « 2 » ابن جنّى آن را علت عدول از حقيقت مىداند . « 3 » ابن اثير بر آن است كه گسترش « يعنى اينكه صفتى براى موصوفى بيايد كه شايستهء آن نباشد ، چون بين موصوف و صفت فاصله بسيار است . اگر گسترش براى مناسبتى باشد ديگر گسترش نيست بلكه نوعى قياس است در حمل چيزى بر آنچه كه مناسب آن مىباشد . در
هامش
( 1 ) أثر اللسانيات ، ص 86 .
( 2 ) الكتاب ، ج 1 ، صص 212 - 213 .
( 3 ) الخصائص ، ج 2 ، ص 448 .