شرطهاى آن ذوقى باقى ماند . « 1 »
پژوهشگران در بررسى قرآنى بر نمونههاى خاصى انگشت نهادهاند كه ارزش بيانى آوا در آن مشخص است . از جمله كلمهء يصطرخون در آيهء
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ نارُ جَهَنَّمَ لا يُقْضى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا وَ لا يُخَفَّفُ عَنْهُمْ مِنْ عَذابِها كَذلِكَ نَجْزِي كُلَّ كَفُورٍ . وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ
. « 2 »
اگر به جاى آن گفته مىشد « يصحون » يا « يستغيثون » و يا « يصرخون » به معناى دقيقى كه يصطرخون بر آن دلالت دارد دلالت نمىكرد . چرا كه يصطرخون به معناى فرياد بلند به همراه قدرت است . در مددخواهى به كار مىرود كه بر تلاش فرياد كننده و زارىكننده يا صدا دلالت دارد . « 3 » علاوه بر اينكه اين كلمه با آهنگ خشن خود خشونت فرياد برآمده از حنجرههاى درشت با صداى خشن را به تصوير مىكشد كه فريادكنندگان به حال خود رها شده و در عذاب نمىميرند و عذابشان نيز كاسته نمىشود و همچنان فرياد برمىآورند . « 4 »
يا واژهء صرصرا در آيهء
كَذَّبَتْ عادٌ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ . إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ
« 5 » . صرصر باد تند را گويند كه صداى آن به گوش مىآيد . « 6 » گفته شده است آنان را به تنههاى درخت خرما تشبيه كردهاند :
كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ
« 7 » ، چون باد سرهايشان را قطع مىكند و بدنشان بدون سر باقى مىماند . « 8 »
يا واژهء شهيق در آيهء
وَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ . إِذا أُلْقُوا فِيها سَمِعُوا لَها شَهِيقاً وَ هِيَ تَفُورُ
. « 9 » شهيق صدايى است كه وقتى قلب از اندوه بسيار مىگيرد ، از درون بيرون مىآيد ، صدايى است كه گوشنواز نيست ، گويى خداوند آتش را به موجودى با صداهاى بريدهبريده توصيف نموده كه از شنيدن آن مىترسد و از
هامش
( 1 ) تحليل الخطاب الشعرى ، صص 33 و 35 .
( 2 ) فاطر : 36 و 37 .
( 3 ) الكشّاف ، ج 3 ، ص 310 .
( 4 ) التصوير الفنى ، ص 74 .
( 5 ) قمر : 18 و 19 .
( 6 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 188 .
( 7 ) قمر : 20 .
( 8 ) الكشّاف ، ج 4 ، ص 39 .
( 9 ) ملك : 6 و 7 .