تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
اين متن دلالت دارد بر اين‌كه دانشمندان متوجه اختلاف سطح كلام شده بودند و ميان آنها از حيث اشتمال بر برخى ويژگيهاى هنرى فرق قايل بوده‌اند . مثل خطبه كه داراى مقدّمه ، پايان و ذوالمقدمه است و برخى از نثرها مسجوع‌اند و شعر وزن دارد . آنها مرادشان از اين مراتب مراحل اثر ادبى است و هر مرحله اساس و پايهء مرحلهء بعدى است ؛ چون هرگونهء ادبى داراى نظم ويژه است . موضوع نظم ويژه در خروج نظم قرآن از انواع معروف نظم نزد عرب براى ما سودمند است و بيانگر آن است كه اعجاز ، نظم خارق‌العاده ناميده مىشود . يعنى « عادت عرب به انواع كلام معروف بوده است ؛ مثل شعر ، سجع ، خطبه ، نامه ، و نظم منثور كه در محاورات مردم معمول بوده است . اما قرآن با شيوهء خاص و خارج از عادت فرا رسيد و از جايگاهى از زيبايى برخوردار بود كه بر همهء روشها برترى جست . » « 1 » خداوند مىفرمايد :
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ . وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ . وَ لا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ . تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ
. « 2 » اين‌كه قرآن با نظم شعر متفاوت است روشن است و بر كسى پوشيده نيست ؛ چون قرآن شعر نيست ، و آيات آن نه وزن دارند و نه در مقاطع آن همگنى وجود دارد ؛ هركس قرآن را شعر بداند ناشى از كم‌ايمانى اوست . از نظر تفاوت آن با نظم كاهنان و سجع به تدبّر نياز دارد ، چون هر دو نثر هستند و با تدبّر در فصاحت و بلاغت و امور بديعى و معانى زيبا پديدار مىگردد ؛ پس قرآن با كلام كاهنان متفاوت است و لذا فرموده است : قليلا ما تذكّرون . » « 3 » شكى نيست كه اين امور همان واژگان اعجاز بلاغى است ولى رابطهء آنها با نظم ويژه مبهم به نظر مىرسد به‌ويژه اين‌كه برخى برآنند كه اعجاز در چينش است و يا برخى بر اين باورند كه اعجاز خارج شدن قرآن از جنس كلام عرب يعنى نظم و نثر و خطبه است . « 4 »
هامش
( 1 ) النكت ، ص 102 . ( 2 ) حاقّة : 40 - 43 . ( 3 ) درة التنزيل ، ص 495 ؛ و معترك الاقران ، ج 1 ، صص 43 - 44 . ( 4 ) الاتقان ، ج 4 ، ص 14 .