تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
مىربايد . مىفرمايد :
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
« 1 » . آن زيورها و زينت‌ها و مردمان فريب‌خورده را بنگر كه ناتوان‌تر از آن هستند كه حتى در عالم خيال آن سرزمين‌ها و مرغزارها را تصور نمايند كه گياهانش به خاشاكى تبديل شده‌اند كه باد آنها را مىروبد :
حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
« 2 » » « 3 » اين متن را به‌طور كامل نقل كرديم تا روش تصوير جديد از مفهوم تشبيه قرآنى را روشن نماييم . شايد تصور شود كه قلم نگارنده عبارات انشايى را از پى هم آورده باشد اما مىبينيم كه عبارت قرآنى ظرفيت آن را دارد و حتى فراتر از اين مىباشد . دكتر صبحى صالح تصورى را ارائه نموده است كه امروزه سخت به دل و جان مردم نزديك است . وى تنها به تشبيه محدود نشده است بلكه در نقد از مفهوم استعاره و در عنصر تشخيص نيز قلم‌فرسايى نموده است . مىگويد : « ما مدعى نيستيم كه تحليل‌هاى پيشينيان از صحنه‌هاى هنرى قرآن به آنان اجازه نداده است تا زيبايى اين كتاب را احساس نمايند بلكه مىگوييم احساس و آگاهىشان از آن زيبايى طبعا متأثر از روش‌شان بوده است كه قاعدهء بلاغى را در جايگاه نخست قرار مىدادند . « 4 » برداشت گذشتگان از مجاز و كنايه اجازه مىداد كه در تصوير كلى يا تعبير مختصرى جاى گيرد كه آنها در باب‌بندى و فراهم آوردن شواهد براى آن مهارت داشته باشند و از روح تركيب در هر متن به‌طور مستقل آن را دريابند ؛ مباحث آنها در باب مجاز عام كه رابطهء آن مشابهت نباشد و كنايه و انواع رمز به آن و ايجاز و مساوات و اطناب و خبر و انشاء و امثال آن با هم برابر است . « 5 » از ديگر پژوهشهايى كه به ابراز جنبهء هنرى سبك قرآنى گرايش دارد ، كتاب الإعجاز البيانى للقرآن ، از دكتر عائشه عبد الرحمن مىباشد .
هامش
( 1 ) يس : 82 . ( 2 ) يونس : 24 . ( 3 ) مباحث فى علوم القرآن ، صص 323 و 324 . ( 4 ) همان ، ص 326 . ( 5 ) همان ، ص 328 .
الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 218 | سيد حسين سيدى / محمد كريم الكواز