بلاغت قرآن به وسيلهء آن مشخص شود و استخراج اعجاز آن آسان گردد و آن را به گونهاى انجام داد كه قبل از او سابقه نداشت و آن را به 108 باب تقسيم نمود . « 1 »
اما اين كار وى را از رويكرد هنرى خارج نمىسازد . كار وى تثبيت كارى بود كه رمّانى و ابو هلال آغاز كرده بودند و به بلاغت عبارت قرآنى توجّه داشتهاند . وى پنجاه و نه باب از ابواب بديع را گردآورى نمود و سى و يك باب به آن افزود و مجموع آنچه كه در تحرير التحبير گرد آورده بود صدوبيستوشش باب گشت . بديع القرآن داراى صدوهشت باب است كه دربردارندهء ابواب بديع قرآن است . « 2 »
ملاحظه مىشود كه وى برخى از فنون معانى را در بديع وارد نمود ؛ بهويژه إطناب و انواع آن مثل تكرار ، تفصيل ، تذييل ، استقصاء ، ايضاح و بسط . در محسنات بديعى هم به راه ايجاز رفت . اين يعنى بديع از زمان ابن ابى اصبع و شايد قبل از وى شامل تنها تصويرهاى بيانى نبوده است . آنگونه كه ابن معتز چنين مىكرد بلكه شامل بسيارى از فنون معانى هم مىشد . « 3 »
مهم آن است كه مىبينيم روند شيوهء بلاغت عبارت تا قرن هفتم هجرى ادامه دارد ؛ چون در بخش عمدهء آن در تطبيق ابن ابى اصبع نمايان مىشود . اين تلاشى است كه فضل وى را ثابت مىنمايد ؛ زيرا از بررسى نظرى به بررسى عملى عدول كرد كه جنبهء عقل و انديشهورزى در آن برانگيخته مىشود . چنانكه استعدادهاى هنرى پنهان در جان اديب و ناقد هم برانگيخته و به كار گرفته مىشود . « 4 »
بلاغت عبارت در دوران جديد
در نوشتههاى اعجاز بلاغى در دوران جديد توجه به بيان جنبهء هنرى اعجاز و تأكيد بر آن مشاهده مىشود . اينگونه آثارى بسيار زيادند و تنها كافى است به آن دسته از آثار بپردازيم كه روند رويكرد هنرى را كامل و در بلاغت عبارت تجلّى مىيابد .
هامش
( 1 ) بديع القرآن ، ص 14 .
( 2 ) همان ، ص 85 .
( 3 ) البلاغة ، تطور ، ص 359 .
( 4 ) البيان العربى ، ص 53 .