تكرار ، اخفاء ، اظهار ، تعريض ، افصاح ، كنايه ، ايضاح و مفرد را جمع مخاطب كردن و جمع را مفرد و مفرد و جمع را مثنى خطاب قرار دادن و قصد معناى خاص براى عام و لفظ عام براى معناى خاص وجود دارد . » « 1 » كلمهء مجاز از نظر وى هنوز به معناى گستردهء آن به كار مىرود كه ابو عبيده آن را به كار مىبرد . « 2 » اين به خاطر دستيابى به هدفى است كه قصد رسيدن به آن را دارد ؛ يعنى اينكه قرآن كريم به تمام اين روشها نازل شده است . « 3 »
روش وى در دفاع از سبك قرآن
ابن قتيبه مقدمهاى بر كتابش نوشت كه در آن معتقد است اعجاز در قرآن در اين تجلى مىيابد كه « خداوند آن را معجزهاى در تأليف و نظم شگفت قرار داد كه با زياد خواندن موجب ملال نمىشود و گوش را آزار نمىدهد و هميشه تازه است و كهنه نمىگردد ؛ شگفت است و شگفتىهاى آن پايان ندارد و فوايد آن قطع نمىگردد و ناسخ كتابهاى پيشين است و در كمترين لفظ بيشترين معنا را فراهم آورده است . » « 4 »
ملاحظه مىشود كه وى از انديشههايى كه در مقدمه آورده بهره نبرده است و تنها به دفاع از سبك قرآن در اثبات عربى بودن قرآن بهويژه مجازهاى آن اكتفا كرده است . شايد علت آن است كه وى به بررسى وجوه اعجاز قرآن و ژرفكاوى در ويژگيهاى زبانى كه آن را متنى ويژه و منحصر به فرد مىگرداند توجهى نداشته است ؛ علىرغم اينكه قرآن واژگان عربى را به كار برده و سبكهاى مشهور عرب را به كار بسته است . كار وى مرحلهء مقدماتى و زمينهساز است كه دانشمندان رويكردى هنرى در بررسى سبك معجزهآساى قرآن را انتخاب نمايند . آنچه اينجا مهم است اينكه ابن قتيبه توجه خود را به بررسى گستردهء بخش زيادى از ترتيب و باببندى سبكهاى قرآن اختصاص داده است تا به رفع اشكال در ظاهر متن برسد « 5 » ؛
هامش
( 1 ) تأويل مشكل القرآن ، ص 15 .
( 2 ) البلاغة تطور ، ص 59 .
( 3 ) تأويل مشكل القرآن ، ص 15 .
( 4 ) همان ، ص 3 .
( 5 ) التفكير البلاغى ، ص 332 .