سوى ديگر كوبيدن خصم برگرفته بودند . بىترديد توجه جاحظ به خطابه تفسيرگر اين علّت است . بلاغت عربى در اين زمينه با ديگر بلاغتها مثل يونان و روم فرقى ندارد كه به حوزهء شفاهى وابستهاند تا جايى كه بيانگر اين نكته در دادگاه يونان است كه موضوع نحو ، صناعت كلام است و موضوع جدل ، خطابه و موضوع بلاغت ، زيبايى بيان . « 1 »
2 . چون تأثير قرآن بر بلاغت انگيزهء حقيقى بلاغت بوده است و قرآن هم كلام خداوند ، كه در توان بشر نيست و شناخت ذات او و تطابق كلام وى با كلام بشر مطابق شأن وى نيست ، چرا كه ذات او را هيچ معيار مادى زمانى و مكانى محدود نمىكند ، لذا تلاش علماى بلاغت در دو مسأله محدود گشت : مسألهء كلام و مسألهء مخاطب و احوال وى . اما حال گوينده را غالبا مورد توجه قرار ندادهاند . « 2 »
- سطوح زبانى : نظر به سطح زبانى كه بلاغت به بررسى آن مىپردازد به درك خلط بين سطوح زبانى در بررسى و پريشانى در گزينش عناصرى منجر شد كه به آن توجّه دارد و از دستاورد زبان و مسائل پراكندهء ادبيات آگاه مىشود . بلاغت به تفاوت بين سطح نوشتار و گفتار توجه ندارد « 3 » و ميان شعر و نثر و كلام عادى تمايزى قائل نيست . « 4 » بلاغت ميان دورههاى استشهاد به نمونهها خلط مىكند و تفاوتى در تشبيه در بيتى از امرؤالقيس و شعر جديد نمىبيند . اما سبكشناسى مقولاتش را از زبان مشخصى مىگيرد و از توصيف ويژگيهاى آن و تعيين نشانههاى بيانى و شيوههاى مختلف كاربرد آن آگاهى مىيابد بهگونهاى كه تمام جنبههاى آن را برمىشمارد و بر مبانى زبانشناختى جديد تقسيم مىنمايد و ميان نحو و دلالت و سبك تمايز مىافكند . « 5 »
اما دانشمندانى كه به بررسى اعجاز بلاغى پرداختند و يا به گوشهاى از بلاغت قرآن روى آوردند به آنچه كه مايهء تفاوت بين قرآن و كلام بشرى است اشاره كردند .
هامش
( 1 ) الاسلوبية و الاسلوب ، المسدى ، ص 54 .
( 2 ) تأثير الفكر الدينى ، ص 71 .
( 3 ) المناهج اللغوية ، ص 227 .
( 4 ) علم الاسلوب ، ص 139 .
( 5 ) همان .