5 . بلاغت عربى تنها به تصويرى كه سكّاكى يا قزوينى ترسيم كرده محدود نمىشود بلكه از ملاحظات نخستين جاحظ و قبل از او ، به آخرين پرتوى كه عصر جديد شاهد آن بوده گسترش يافته است .
6 . رشد پژوهشهاى سبكشناسى جديد در كشورهاى عربى به سطحى كه مىتواند بذر سبكشناسى عربى را پس از رشد برخى از جنبههايى كه در پژوهشهاى قديم به آن بىتوجّهى شده است ، در خود بپذيرد ؛ اما حتما چنين نيست كه دانش نزد ما به همان روشى بهوجود آيد كه نزد غربيان پديد آمده است ؛ بلكه تجربهء بلاغت عربى ما را به شيوههاى خودمان در توليد علم فرامىخواند . اما پژوهشگران در مسألهء پيوند بين بلاغت و سبكشناسى بر تفاوتهاى زير ميان آندو إجماع دارند .
- ثبات و تغيير در زبان : بلاغت زبانشناسى قديم است ولى سبكشناسى زبانشناسى جديد ؛ و اين موجب اختلاف در روش مىگردد كه زبانشناسى كلاسيك به زبان به عنوان پديدهء ثابت مىنگرد و حالآنكه زبانشناسى جديد به ثبت تغيير و تحولات زبان مىپردازد . علاوه بر اينكه بلاغت اختلاف روشهاى بيان را تابع اختلاف مقتضاى حال مىداند . اين اختلافات خارج از امكانات ثابت زبان عربى نيست .
آيا تقديم و تأخير مثلا در شعر بيشتر به كار مىرود يا نثر ؟ آيا به ميزانى كه در قرن دوم و سوم به كار مىرفت امروزه هم به كار گرفته مىشود ؟ چگونه به كارگيرى سجع در قبل از اسلام تا قرن دهم دچار تحول شده است ؟ چرا نويسندگان امروزه آن را به كار نمىگيرند ؟
اينگونه مسائل بسيار است كه بلاغت به آنها نمىپردازد ، چون به آن مسائل جداى از زمان و محيط مىپردازد ، ولى سبكشناسى ، مثل ديگر دانشهاى زبانى جديد ، به بررسى پديدههاى زبانى به شيوهء خاص و به دو روش محور افقى ( رابطهء اين پديدهها با هم در يك زمان ) و محور عمودى ( تحوّل هر پديده در طول روزگار )
الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: سيد حسين سيدى
ص١٣٥