مبانى روشمندى است كه به نتايج يقينى منجر مىشود و از مسائل جديد علمى بهره مىگيرد .
سادگى است اگر علمى را در غير دوران خود كامل و پخته تصور كنيم ، چون اين تصوّر به خللى در ساخت فرهنگ بشرى منجر مىشود و يا ناشى از ناآگاهى به طبيعت تحول و تكامل آن مىباشد . « 1 »
قبل از اين به شرايط پيدايش بلاغت عربى و سبكشناسى اشاره كرديم و گفتيم كه هريك داراى ويژگى خاص خود مىباشند . اين ويژگىها به بروز اختلافاتى بنيادين منجر شد كه در سرشت هريك بازتاب يافته است . اما مهمترين تفاوتها در امور زير است :
1 . تفاوت بين بلاغت و سبكشناسى در سطحى كه بررسى و پژوهش ما به آن مىپردازد كه همان سطح اعجاز بلاغى قرآن كريم باشد . اين يعنى مقولهاى از مقولات بلاغت عربى با سبكشناسى متفاوت است اما گاه ميان بلاغت قرآن و سبكشناسى در برخى از مقولات تطابق وجود دارد .
2 . استفاده از سبكشناسى در كشف بلاغت قرآن از حيث روش با مراعات ويژگى سطح اعجاز .
3 . رشد و توسعهء نظريات و آراى برخى از دانشمندان عرب كه موجب بهرهورى از سبكشناسى در آينده به عنوان مدخلى گسترده به سوى اعجاز بلاغى مىگردد .
4 . آگاهى از تفاوت بين بلاغت ارسطو كه ميراث تمدن غرب است كه سبكشناسى بر ويرانههاى آن بنا شده است و بلاغت عربى كه در سايهء قرآن كريم رشد يافته و در پرتو اعجاز آن تكامل پيدا كرده و حتى با آن پيوند خورده است .
هامش
( 1 ) علم الأسلوب ، ص 140 .