تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
را در قساوت به سنگ تشبيه نموده است ، چون سنگ نهايت مثال است . به همين خاطر فرزدق گفته است :
امّا العدو فإنّا لا نليّن له * حتى يلين لضرس الماضغ الحجر
( اما دشمن كه در برابر او نرمش به خرج نمىدهيم تا اين‌كه سنگ از فشار و گاز گرفتن دندان نرم گردد . ) يا ديگرى گفته است :
ما أطيب العيش لو أنّ الفتى حجر * تنبو الحوادث عنه غير ملكوم
( چه خوش بود زندگى اگر آدمى سنگ بود و حوادث از او بىآن‌كه جراحت بردارند ، سرباز زنند . ) اما كسى كه فقط قصد تشبيه در اين باب را كرده و به لفظ كتاب تكيه كرده ، بدون كامل كردن معنا به چنين عبارتى در قرآن
أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً
توقف كرده است . چنين است تمام آن‌چه كه شاعران و ديگر بزرگان حوزهء بلاغت كلامشان را از قرآن نقل كرده‌اند و به منزلت آن نمىرسند و به خاطر اعجاز نمىتوانند به آن برسند . خداوند بيان نمود كه چگونه دلشان از سنگ سخت‌تر است :
وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ
يعنى چشمه‌هايى كه به رود تبديل نشده‌اند . برخى از شاعران نوپرداز از آن پيروى كرده و دربارهء جوانى و گريه بر آن گفته‌اند :
فلا تلحيا أن فاض دمع لفقده * فقل له بحر من الدمع يثمد و لا تعجبا للجلد يبكى فربّما * تقطر عن عين من الماء جلمد
( ناسزا نگوييد از اين‌كه اشكى به خاطر فقدانش جارى شد ، بگو دريايى از اشك براى او كم است . تعجب نكنيد از يخ كه بگريد چه‌بسا از صخره‌اى آب جارى مىشود . ) اما معناى قرآن كامل‌تر ، عام‌تر و برتر است كه فرمود :
وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
. مثل كوهى كه وقتى خدا با موسى ع سخن مىگفت ، بر او تجلّى كرد . « 1 »
هامش
( 1 ) الجمان فى تشبيهات القرآن ، صص 45 - 50 .