تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
پس قرآن كريم اصل مقايسه و جايگاه اعجاز است و معارضه‌ها بيرون از آن و به مرتبهء قرآن نمىرسند ، چون در نظم و معنا ناقص‌اند و در حقيقت نوعى سرقت يا خوشه‌چينى از كلام خداوند است و حتى برخى از آنها الگوبردارى از نظم قرآن مىباشد . « 1 » اين برخى از امورى است كه خطابى را به مقايسه بين سبك قرآن كريم و سبك معارضه‌ها واداشت . جرجانى هم مقايسهء ديگرى انجام داده است كه با باقلانى و خطّابى متفاوت است . مقايسه‌اى است بين معانى . وى بر آن است كه معانى ساده و عامى در كلام مردمان وجود دارد ، مثل اين عبارت : « سرشت تغيير نمىكند و يا نمىتوان مردم را از سرشت‌شان خارج كرد . » اما شخص آگاه به بلاغت و تصوير در معانى ، مثل متنبّى ، چنين مىگويد :
يراد من القلب نسيانكم * و تأبى الطباع على الناقل
( مراد از دل ، فراموشى شماست و سرشتها از تغيير سرباز مىزنند . ) مىبينيم كه بهترين تصوير را آورده است طورى كه خرمهره را به گوهر بدل كرده است و چيزى را كه وجود نداشته ، به چيز شگفتى بدل كرده است . « 2 » وى از اين مقايسه در ارجاع برترى كلام به معنا بهرهء فراوان برد و بدين وسيله نسبت به طرفداران لفظ عكس‌العمل نشان داده است . اما ابن ناقيا ( درگذشتهء 485 ه ) هم از مقايسه در ناتوانى بشر از آوردن مثل تشبيهات قرآن بهره برد ؛ سپس اظهار داشت كه تشبيهات برخى از شاعران برگرفته از قرآن است ولى در مرتبهء آن نيست . دربارهء آيهء
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
« 3 » . مىگويد « قساوت قلب يعنى از بين رفتن نرمى و مهربانى و خشوع و لطافت آن است . خداوند قلبهاىشان
هامش
( 1 ) همان ، صص 52 - 53 . ( 2 ) دلائل الإعجاز ، ص 423 . ( 3 ) بقره : 74 .