گونهاى كه شاعر قافيهاى را بر قافيههاى ديگر ترجيح دهد و اين بر مهارت شاعر دلالت دارد ، مثل :
إنّ الغريب الطويل الذيل ممتحن * فكيف حال غريب ما له قوت
او مىتوانست بگويد : « ما له حال » يا « ما له نشب » يا « ما له سبب » يا « ما له صفد » و يا « ما له سبذ » و « ما له احد » . اما عبارت « ما له قوت » از همه بليغتر است و بر تنگدستى دلالت دارد و به ذكر حاجت و ضرورت نزديكتر و به طلب كمك بيشتر فرا مىخواند . لذا اين قافيه بر همهء موارد ترجيح يافته است . « 1 »
مقايسهء سبكى
دانشمندان ، مقايسه را سبكى براى بيان برترى ميان سبكها برگرفته و خاستگاهشان ، در بسيارى از آثار ، اعجاز بلاغى بوده است . قرآن كريم كلام خداوند است و راهى به درك اعجاز آن و آگاهى از راز بلاغى آن جز به بررسى ميراث ادبى بليغان و سبكهاى آنها در بيان و مقايسهء آن با سبك قرآن وجود ندارد ؛ چون قرآن به زبان عرب نازل شده و عربها هم در به كارگيرى آن مهارت داشتند و به نيكى ادا كردن آن را ملاك برترى مىدانستند ، تا اينكه مقايسه منزلت والايى يابد و حكم به اعجاز بر اصولى مبتنى باشد كه عقل آن را تأييد نمايد و انديشه به آن آرام يابد .
پس مقايسه پايه و اساس است و بررسى سبكهاى قرآن در بيان بر آن مبتنى است و مقابلهء آن با سبك بليغان و استخراج مؤلفههاى خوب و زيباى آن دو و سپس مقايسهء آيهء قرآن با سخنان نيكوى عرب ، برترى قرآن را بر كلام فصيحان ، كه ملكهء بيان نزدشان به اوج رسيده و مردم به نيكويى آن اعتراف دارند ، مشخص نمايند . « 2 »
مبرّد ( درگذشتهء 285 ه ) نيز نظم قرآن را با نظم شعر مقايسه نموده است تا بر اين نكته توجه دهد كه شعر هرچند برتر باشد و به جايگاه والايى رسد ، هرگز در بلاغت
هامش
( 1 ) بديع القرآن ، صص 233 - 234 .
( 2 ) ابو هلال عسكرى ، ص 7 .