تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
اكنون در پى ارزيابى اين نوگرايان نيستيم و تنها به اين نكته بسنده مىكنيم كه ، علىرغم اختلاف زمان و فرهنگ ، صلابت و استوارى بلاغت عربى از قرن هشتم هجرى همچنان ثابت و پابرجا است . با فرارسيدن دوران جديد به تدريج نشانه‌هاى بررسى سبكى وارد كشورهاى عربى گشت كه به رويكرد جديد در بررسى زبان ، به‌ويژه زبان ادبى ، اشاره دارد و بر اصل دوگانه‌اى مبتنى است كه ميان زبان در كاربرد عادى ميان مردم و زبان در كاربرد هنرى جدايى مىافكند . از نظر غربيان اين به ثبوت رسيده است كه بلاغت ارسطو در پايان قرن نوزدهم عمرش به‌سر آمده است و دوباره تحت نام سبك‌شناسى تجديد حيات يافته است . « 1 » اما بلاغت عربى همچنان باقى است و هنوز در مدرسه‌هاشان تدريس مىشود . سبك‌شناسى غربى چگونه با بلاغت عربى برخورد مىكند حال آن‌كه اين دو در شرايط متفاوتى پديد آمده‌اند ؟ سبك‌شناسى جانشين بلاغت عربى مىشود ولى بلاغت عربى جانشينى ندارد . آيا بلاغت عربى مفاهيمى از سبك‌شناسى را در بر مىگيرد ؟ ولى ما بر آن نيستيم كه « ممكن است سبك‌شناسى در مجموعه مباحث بلاغت عربى جاى گيرد » .

جنبه‌هاى تطابق ميان سبك‌شناسى و بلاغت عربى

بين سبك‌شناسى و بلاغت عربى جنبه‌هايى وجود دارد كه نقاط برخورد را تشكيل مىدهند . دكتر عياد بر آن است كه « سبك‌شناسى نزد ما از اصالت برخوردار است ، چون اصول آن به علوم بلاغت بازمىگردد و فرهنگ عربى ما به ميراث گرانبار در علوم بلاغت افتخار مىكند . » « 2 » دكتر تمام حسّان به تعيين زمان و مرحله‌اى مىپردازد كه در آن بلاغت عربى با
هامش
( 1 ) نظرية البنائية ، صص 364 - 365 . ( 2 ) مدخل الى علم الاسلوب ، ص 7 .