تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
اين شيوه‌ها ما را كه در صدد بررسى مفاهيم اصطلاحات هستيم ، به جزئيات بيشترى پيرامون تفاوت بين دو نوع رهنمون مىشود . كريستال در اين دو واژه مكرّر بيان مىدارد كه زبان‌شناسان با مشكلاتى در تشخيص نظرى بين اين دو نوع ، هنگام پرداختن به تحليل معناشناختى مواجه مىشوند و اين مشكلات و معيارهاى تشخيص همچنان منشأ مسائل نظرى در زبان‌شناسى هستند . امّا اكنون مىتوانيم از اين مشكلات صرف‌نظر كنيم ؛ چنان‌كه كريستال از جزئيات آن صرف‌نظر كرد ؛ چون ما درپى رسيدن به تعيين مسائل اساسى هستيم نه مسائل فرعى . بدين ترتيب درمىيابيم ، اطّلاعاتى كه اين دو واژه به ما مىدهند به شرح زير خلاصه مىشود :

1 - تشابه

- نوعى از واژگان ( واژگان قاموسى ) كه در شكل يكسان و در معانى متفاوتند . - اصول اين واژگان قاموس از حيث ساختار صرفى متفاوتند . - هيچ رابطه‌اى ميان معانى متفاوت يك شكل و ساخت وجود ندارد .

2 - چند معنايى

- يك واژهء قاموسى داراى حوزهء معنايى گسترده‌اى است كه معانى اين واژه در آن متعدّد است . - اصل ساخت يكى است ؛ يعنى كلمهء واحدى است . - غالبا روابط روشنى ميان معانى متفاوت اين واژه وجود دارد . - بخش زيادى از واژگان زبان در اين تعريف جاى مىگيرند . واضح‌ترين چيزى كه در ساختار دو تعريف كريستال ملاحظه مىشود ، اين است كه وى در سخن ساخت جمع را ، از واژگان متشابه به كار مىبرد ؛ درحالىكه ساخت مفرد را در سخن از واژگان چند معنايى به كار مىگيرد . قبل از رها كردن فرهنگ اصطلاحات كريستال لازم است مفصلا به اصطلاح متشابه نظر بيفكنيم كه به انواع آن وابسته است . مىگويد : « تطابق ( در واژگان متشابه ) شامل دو